تکلف مانع الفت

تکلّف به معنای رنجی بر خود نهادن یا کاری را بدون فرمان کسی به خود گرفتن است.
اگر به اطراف نگاه کنیم مصادیق زیادی را در این مورد شاهد خواهیم بود. شاید خومان هم با مرور اعمال و تصمیمات روزانه از این آفت به دور نباشیم.
همه چیز را سخت می‌گیریم و به جای لذت بردن از داشته های خود همواره دغدغه نگاه دیگران را داریم. برای خودمان زندگی نمی‌کنیم و دیگران ! تعیین کننده افکار و اعمال ما هستند. از سبک لباس پوشیدن وصحبت کردن و غذا خوردن گرفته تا میهمانی رفتن و میهمانی گرفتن و آداب و رسوم مربوط به ازدواج ، تولد نوزاد، مرگ و عزاداری و …
و یکی از مصداق‌های بارز این امر را در ازدواج و بحث مهریه و جهیزیه می‌توان دید که آسایش را از خانواده‌ها گرفته است که البته نوعی زحمت و ملالت خود خواسته است. چرا باید یک زوج جوان در ابتدای زندگی انواع وسایل گران قیمت و دست و پاگیر را با تحمیل قرض و وام به خانواده داشته باشند. و حتی خود زوجین به منظور تهیه مسکن مستقل ناچارباشند خانه‌ای بزرگ اجاره کنند تا این جهیزیه را که خیلی از قطعات آن شاید تا آخر عمرشان از آن استفاده مفید نکنند را در آن جای دهند. و با توجه به ضرورت مهاجرات به منظور یافتن شغل و یا تعویض خانه هر چند وقت و با صرف هزینه‌های زیاد این بار را جابجا کنند. این با کدام دستور دینی یا منطق عقلایی منطبق است.
این افراد که کم هم نیستند گویا دچار نوعی وسواس هستند و هر عملی را با نگرانی از عکس‌العمل سایرین انجام می دهند. ملاک انجام اعمال بیشتر پسندعوام و عرف است تا عقل و شرع.
و این افراد بر خود سخت می گیرند، بدون آنکه فرمانی از سوی خدا و پیامبر داشته باشد. انسان گاهی خود را به سختی می اندازد و اعمالی را انجام می دهد که نه در آن رضای خداست و نه رغبت و علاقه شخصی؛
در خصوص نظر اسلام آیات قرآن و روایات پیامبر اکرم (ص) و سایر معصومین بر پرهیز از تکلّف و رعایت اعتدال تأکید دارند.
«قُل ما أَسأَلُکُم عَلَیهِ مِن أَجرٍ وَما أَنا مِنَ المُتَکَلِّفینَ» [سورۀ ص، آیۀ ۸۶.]
[ای پیامبر] بگو: من از شما مزدی بر آن (رسالت) نمی‌خواهم و هرگز من از تکلّف‌کنندگان نیستم.

نتیجه تکلف حقارت و ذلت و افتادن به سختی است. تکلّف در احادیث عملی دانسته شده که عزت مؤمن را خدشه دار می کند و ذلت او را در پی دارد.
مؤمن اگر سختی به خود می دهد، تنها برای رضای خداست عمل انسان متکلف با ریا و نفاق آمیخته است و خود را به رنجی می اندازد که نه به آن رغبت و نه نتیجه ای برایش دارد؛ زحمتی که او را خسته و فرسوده می سازد  بخش مهمی از رفتار تکلّف آمیز مربوط به روابط انسانی، به خصوص مهمانی دادن ها و رد و بدل کردن هدیه است. انسان نباید خود را برای مهمان به  سختی بیهوده بیندازد و حتی اگر عمل او از روی رغبت باشد، نباید مهمان را در شرایطی بگذارد که معذب و شرمنده شود و او نیز به زحمت بیفتد.
در سبک زندگی اسلامی انسان به زندگی گوارا که راحت جسم و روح است، توصیه شده است. چشم و همچشمی ها و مصرف زدگی و تجملات آسایش را از انسان گرفته و زندگی پرزحمتی را برای او به ارمغان آورده است. تکلف مخالف فطرت انسانی است.
اگر انسان با خود تأمل کند و تکلّفات را از زندگی حذف نماید، به زندگی راحت و بدون دردسر دست می یابد.” تکلف انسان را از قناعت و افتادگی دور کرده، به سمت بخل و خودپرستی پیش می برد. انسان متکلف از اجتماع فاصله می گیرد چون درگیر زحمت و رنج می شود و از سوی دیگر دوستانش را ازدست می دهد؛ چون دیگران در کناراو  به زحمت می افتند و مجبور به جبران تکلّف می شوند.

بی تکلف کــــــــسب هوشی کن که در دیوان راز اندکی فهمیدن از بسیار گفتن خوشتر است

ابراهیم حقیقی

عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان مرکز بنت الهدی صدر فردوس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.