مفهوم روايت

درس پژوهش و توسعه حرفه اي 1 (پژوهش روايي)

دانشگاه فرهنگيان واحد بنت الهدي صدر فردوس

مفهوم روایت

وقتي کسی را برای اولین بار می بینید و می خواهید او را بشناسید چه می کنید؟ احتمالا از او می خواهید که خودش را معرفی کند و درباره خود حرف بزند. او ممکن است، نام خود، شهر یا کشوری که از آن آمده است، شغلش یا کمی از گذشته خود را بگوید. البته معرفی خود در فرهنگ های مختلف، متفاوت است. هر کس به گونه ای خود را معرفی می کند، به بیان دیگر، روایت خود را می گوید.

“روایت” از فعل داستان سرایی کردن يا با جزئیات توضیح دادن یک داستان مشتق شده است •اصطلاح روایت اغلب با عبارت داستان به طور مترادف به کار می رود •اصطلاح روایت به هر نوع نماد نوشتاری یا گفتاری گفته می شود که بتوان آن را در قالب داستان سازماندهی کرد. •روایت گفتاری است که افراد از طریق آن چیزی را که اتفاق افتاده، به فردی دیگر می گویند. •روایت روشی برای گفت و گوی مجدد در خصوص تجارب گذشته از طریق منطبق ساختن توالی شفاهی از قضايا با ترتیب وقایع، آن چنان که استنباط می شود، عملا اتفاق افتاده است،

طیف متنوع تعاریف ارائه شده از روایت ما را به عناصر مشترکی چون تجربه (Experience)، گفت و گو (Negotiation) ، داستان (Story) و زمانبندی (Chronology) رهنمون می کند.

وقتی از کسی می پرسید سفر خوش گذشت؟ یا رفتی شیراز چه خبر بود؟ او شروع می کند به گفتن حکایت سفر خود به شیراز. در واقع او تجربه های خود در سفر به شیراز را روایت می کند. وقتی ما به شیراز یا هر جای دیگر می رویم، سفر به شیراز را تجربه کرده ایم و در آن، وقایع مختلفی برای ما رخ داده است؛ مثلا با وسیله ای به سفر رفته ایم. ماشین، قطار با هواپیما، همسفرانی داشته ایم. جایی در بین راه، غذا خورده ایم. کسی از دوستانمان به دنبالمان آمده است، به بازار رفته ایم، حافظیه را بازدید کرده ایم. آرامگاه سعدی را دیده ایم و دهها وديع دیگر. همه این وقایع را به همدیگر مرتبط و در تسلسلی زمانی بیان می کنیم. در روایت، ترتیب رخدادها برای راوی و مخاطب، معنادار است. رخدادها با دلیل مشخصی ذکر می شوند و ترتیب قرار گرفتنشان در داستان، معنادار است. داستان، آغاز، وسط و پایان دارد و از منطقی خاص، پیروی می کند. در واقع ما با روایت، به تجربه سفر خود به شیراز معنا می بخشیم و شیراز را آن چنان که برای ما معنا دارد، برای مخاطب خود روایت می کنیم.

با در نظر گرفتن این ویژگی ها می توان گفت، انسان ها دائما در حال داستان گویی اند.. انسان ها نصور و معنای جهان خود را در قالب این داستان ها طبقه بندی و سازماندهی می کنند و از طریق این داستان ها می توان خویشتن هر کسی را فهمید. بنابراین زندگی روزانه و صحبت کردن در مورد داستان های زندگی یکی از متداول ترین فعالیت های انسان ها است.

روایت، مهمترین وسیله ارتباط ما با دیگران است. با تحلیل عناصر روایت، ما به معنایی که شخص در ذهن دارد پی می بریم. ما با روایت های خود، جهان را در ذهن می سازیم و واقعیت را در چارچوب روایت می فهمیم. در عین حال، روایت، فهم ما از جهان واقعیت است و ما از خلال روایت، جهان را درک می کنیم.

اجمالا می توان ویژگی های روایت را به شرح زیر بیان کرد:

1. روایت بیان تجربه ما از وقایع است. ما در زندگی، تجربه های فراوان داریم. تجربه درس خواندن، مدرسه، مهمانی، دعوا، جنگ، رفاقت، آشتی و هزاران تجربه دیگر که آنها را لمس کرده ایم و با آنها زندگی کرده ایم؛ آن چه که در اصطلاح به آن تجربه زیسته(Living experience) می گویند.

۲. بيان وقایع در روایت و داستان، مبتنی بر تسلسل زمانی است. یعنی هر حادثه ای به دنبال حادثه ای دیگر می آید و تابع توالی و ترتیب زمانی است. این طور نیست که در روایت، ما حوادث را بدون ترتیب زمانی رخداد آنها بیان کنیم. در مثال پیشین، ما ابتدا نحوه حرکت خود را به شیراز بیان می کنیم و سپس اتفاقاتی که در آن شهر افتاده است. این طور نیست که حوادث بدون تقدم و تأخر زمانی بیان شوند؛ یعنی حوادث ، تکه های نامرتبط با هم از لحاظ زمانی نیستند، بلکه از تسلسل و ترتیبی تبعیت می کنند.

٣. روایت دارای پیرنگ است. پیرنگ، طرح کلی است که روایت ما از آن تبعیت می کند. کسانی که داستان می نویسند، آگاهانه این طرح کلی را در ذهن خود ترسیم می کنند و سپس در قالب این طرح کلی، روایت خود را نقل می کنند. گرچه داستان ممکن است شخصیت های مختلف داشته باشد، ولی خواننده وقتی داستان را می خواند، دچار آشفتگی و تناقض نمی شود و طرح کلی که نویسنده رمان یا داستان انتخاب کرده است، موجب آن می شود که روایت، برای خواننده معنادار باشد. در بیانی کلی می توان پیرنگ را بیانگر زنجیره ای از حوادث و رویدادها در داستان دانست و مبنایی که این حوادث بر آن اساس، در هم تنیده می شوند (جعفری، ۱۳۸۹). شاید شما رمان ارهان پاموک نویسنده معروف ترکیه به نام «نام من سرخ است » را خوانده باشید. مضمون اصلی داستان، حول درگیری دو گروه مینیاتوریست در شهر استانبول در اواخر قرن شانزدهم میلادی (عهد سلطان مراد سوم عثمانی است و ماجراهایی که میان این دو گروه در می گیرد. علیرغم این که رمان، شخصیت های مختلف دارد و از زبان اسب، سکه، پرده و آدم های مختلف روایت می شود، ولی طرحی زیبا، فصل های مختلف داستان را به هم پیوند می دهد که همان پیرنگ داستان یاطرح رمان است. راویان حوادث واقعی که تجربه های زیسته خود را بیان می کنند، ممکن است از طرح خود یا پیرنگ روایت خویش، علیرغم تبعیت از آن در بیان حوادث، آگاهی نداشته باشند.

۴. روایت دارای جنبه علی است و ما در بیان روایت خود و ارتباط بین رخدادها، پاره ای حوادث را به حوادث دیگر، ارتباط علی می دهیم؛ مثلا وقتی راوی در خاطره اش می گوید:

وارد کلاس اول دبیرستان شده بودم، ساعت اولی که درس زبان فرانسه داشتیم از خوشحالی روی پابند نمی شدم. خیلی احساس غرور می کردم. معلم فرانسه وارد کلاس شد. در مشهد درس خوانده بود و می گفتند تمام دروس را حفظ است. روز اول، درس داد و جلسه بعد یکی از دانش آموزان را صدا زد پای تخته. دانش آموزی بود قد بلند و سیه چرده که سرش از تخته سیاه گذشته بود. معلم هم آن طرف ایستاده بود، جثه کوچکی داشت، گفت الفبا را بگو. دانش آموز شروع کرد به گفتن حروف، به حرف «او» که رسید، دهانش را غنچه کرد، همه خندیدند. معلم شاید فکر کرد که باید کاری بکند تا بتواند کلاس را بعد از آن اداره کند، به من که از همه کوچکتر بودم و در ردیف جلو نشسته بودم، گفت: چرا خندیدی؟ گفتم: همه خندیدند. چند سیلی به زیر گوشم زد و گوش مرا گرفت و از کلاس بیرون کرد. این اولین باری بود که در مدرسه به من توهین می شد. برخورد معلم فرانسه باعث شد با این که همه درس هایم بسیار خوب بود، دیگر در تمام دوره دبیرستان، فرانسه یاد نگیرم. چند سال بعد که وارد دانشسرای عالی شدم، معلم فرانسه ما خانم نفیسی بود. من که تا آن زمان، معلم زن نداشتم، خجالت کشیدم. پیش خود گفتم الان خانم نفیسی هم می فهمد که من بیسوادم و فرانسه بلد نیستم. چند جلسه گذشت، یک روز گفت شما باید انشاء هم بنویسید. تب کردم، من انشاء بنویسم، آن هم به زبان فرانسه؟! رفتم خیابان بوذرجمهری، هرچه کتاب فرانسه پیدا کردم، خریدم. ۱۶ آذر آمد. دانشگاه شلوغ شد و کلاس ها تعطیل شد، من تمام دو هفته را انشاء می نوشتم که آبرویم پیش معلم فرانسه نرود. بالاخره انشاء را دادیم به خانم، گذاشت توی کیفش، من هم یک هفته به کیف خانم فکر می کردم. هفته بعد خانم معلم آمد، کیفش را روی میز گذاشت و ورقه ها را در آورد. گفت شکوهی کیه؟ به خودم گفتم: ای وای خانم هم فهمید. اما خانم نفیسی گفت: شکوهی، خوب انشایی نوشتی. بار من سنگین شد. از آن به بعد، من بهترین شاگرد کلاس فرانسه شدم، از خانم نفیسی هم در امتحان ۲تا ۲۰ گرفتم (غلامحسین شکوهی، به نقل از نیستانی۱۳۹۱, ص ۵۱).

 همان طور که در نوشته بالا مشخص است، خندیدن بچه ها، کتک خوردن شکوهی، سرخوردگی از درس فرانسه، کوشش برای پیدا کردن کتاب های فرانسوی، نوشتن انشاء، اشتیاق به یادگیری درس فرانسه، همه وقایعی است که خاطره نویس آنها را تجربه و در عین حال به علت آن ها نیز اشاره کرده است.

۵. روایت، یک کل منسجم است. وقایعی که در زندگی برایمان رخ می دهد، تکه های جدا افتاده ای به نظر می آیند؛ ولی هنگامی که می خواهیم آنها را روایت کنیم، نوعی پیوند میان این اجزاء به ظاهر جدا، ایجاد می کنیم تا معنادار شود. اگر از شما بپرسند که دوران مدرسه را تعریف کنید، شما از بین حوادث فراوانی که برای شما اتفاق افتاده است، آنچه را که از نظر شما اهمیت دارد. به گونه ای روایت می کنید که گویی با یک کل منسجم، نظام دار و هماهنگ مواجه هستیم. عامل ایجاد این انسجام، پیرنگ است که رمان نویسان و داستان نویسان، پیش از شروع نگارش داستان، یا حین نگارش آن، طرح را در ذهن خود پخته می کنند و بر اساس طرح کلی خود یا پیرنگ، میان وقایع، ارتباط برقرار می کنند.

۶.  ما از طریق روایت به تجربه های خود معنا می بخشیم. اگر چه در رشته های مختلف علمی، دیدگاههای گوناگونی درباره روایت وجود دارد؛ ولی اغلب محققان، مقصد همه اشکال روایت را معنا بخشیدن به زندگی می دانند  (چیس، ۱۹۹۵؛ به نقل از مریم، ۲۰۰۲). تصور کنید که چند نفر به مسافرت خارج از کشور رفته اند و از آن جا بازدید کرده اند. اگر شما از هر یک سؤال کنید: چطور بود؟ خوش گذشت، چه خبرها بود؟ هر یک روایت خود از این سفر را می گویند، ولی هرگز شما یک روایت واحد از آن چه که آنها دیده اند، نمی شنوید. در واقع، دانش قبلی،علائق، تمایلات و بسترهای پیشین، موجب می شود که آن کشور و آن موقعیت، معناهای متفاوت را در ذهن دیدار کنندگان ایجاد کند.

منبع:

كتاب پژوهش روايي :اصول و مراحل ، دكتر محمد عطاران

مقاله تبيين بنيانهاي نظري، اقتضائات عملي و ويژگيهاي روش شناختي پژوهش روايي ،‌حسين قرباني و …

ابراهیم حقیقی

عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان مرکز بنت الهدی صدر فردوس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.