وبلاگ سایت

هر کس در دنیا

 

 
 
هر کس در دنیا

 

 
 
هر کس در دنیا
[ آخرین تغییر: جمعه، 12 اردیبهشت 1399، 10:00 عصر ]
 
عکس ابراهیم حقیقی
از ابراهیم حقیقی در پنج‌شنبه، 4 اردیبهشت 1399، 10:57 عصر
هر کس در دنیا


اسفند 1390

مدت ها قبل از نوروز خانواده به فکر تهیه لباس نو برای افراد خانواده بود البته مثل حالا  از بازار خریداری نمی شد و توسط خود آنان بافته می شد . (تو بافی) .
آجیل عید هم همه تولید محل بود قطاب یکی از این موارد است که قبل از عید با ادویه و غلات مختلف پخت می شد حتی برای کودکان از خمیر به شکل عروسک قطاب درست می کردند و از دانه های مجک برای چشم آن ها استفاده می شد. سایر تنقلات شامل تخمه ، کشته و خستک بود .
کودکان و نوجوانان صبح نوروز لباس های نو را می پوشیدند و جیب های خود را پر از قطاب و تخمه کرده به باغ ها می رفتند    و به بازی های محلی می پرداختند (سنگ چک چکو ، جوز بازی ، عمو زنجیرباف ، تاب بازی ، تشله ـ تیله ـ بازی ) تا سه روز این کار ادامه داشت و ظهر برای ناهار به خانه آمده و دوباره بر می گشتند
عیددیدنی یکی دیگز از رسوم عید بود که کودکان به خانه اقوام نزدیک می رفتند و عیدی می گرفتند که شامل آجیل ، گردو و بندرت پول بود.
از آداب پسندیده عید که جای آن امروزه خالی است عیدی دادن به کسانی که کارهای خدماتی در روستا ارائه می دادند . شب عید مردم به خانه حمامی ، چوپان و سلمانی روستا عیدی می بردند که هر کس بنا به وسع اش مواد غذایی آجیل قند حبوبات وحتی نان و … به خانه این افراد می بردند و شب عید منزل این افراد شلوغ بود و جنب و جوش زیادی در کوچه ها دیده می شد.

 
هر کس در دنیا

باسمه تعالی

موضوع : سرکوب غریزه آزادی بعنوان یکی از عوامل وقوع انقلاب اسلامی

ابراهیم حقیقی : 1378

طرح مسئله : یکی از مسائلی که در بررسی انقلابها مورد توجه محققین قرار دارد بررسی عوامل ایجاد شرایط انقلابی در جوامع است. در اینجا نیز بعنوان بررسی علل انقلاب اسلامی در ایران در اینجا نیز بعنوان بررسی علل انقلاب اسلامی در ایران یکی از موضوعات که در این نوشته مورد بررسی قرار می گیرد . بررسی موضوع سرکوب آزادی در دوران قبل از انقلاب است. اینکه آیا سرکوب آزادی منجر به شرایط انقلابی در ایران گردیده است. پس متغیر مستقل در اینجا همین موضوع سرکوب غریزه آزادی است. و متغیر وابسته نیز شرایط انقلابی می باشد. که برای بررسی این موضوعات ابتدا به بیان فرضیاتی در این باره خواهیم پرداخت و از بین این فرضیات دو فرضیه را انتخاب و با استفاده از مفاهیم بکار رفته در فرضیات ضمن تعریف این فرضیات به جمع آوری اطلاعات استفاده از منابع مکتوب خواهیم پرداخت و در پایان نیز به بررسی و نتیجه گیری این اطلاعات که البته در حد این مقاله می باشد خواهیم پرداخت .

اما قبل از پرداختن به چارچوب نظری لازمست در باره اهمیت این موضوع چند جمله ای بیان شود. درباره اهمیت موضوع بخصوص این موضوع همین بس که اگر به انقلابات بزرگ نظری بیافکنیم یکی از شعارها و خواسته های انقلابیون تحقق آزادی بوده است . بخصوص انقلاب اسلامی ایران که شعار «استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی» یکی از بنیادی ترین و به عبارتی شعار اصلی انقلاب بود از آنجا که هدف از بررسی علل انقلابات بعنوان یک پدیده اجتماعی بنوعی کشف قانونمندی آنها پیش بینی و به عبارت درست تر جلوگیری از وقوع آن است . لذا اگر به یک شناخت علمی و دقیق از عوامل ایجاد کننده انقلابات دست یافتیم این می تواند تجربه مفیدی برای جلوگیری از بروز شرایط ویرانگر انقلابی باشد و از بروز تنش ها و اتلاف انرژیهایی که در نتیجه بی توجهی به این مسائل پیش می آید جلوگیری کرد. از طرفی چون بررسی انقلاب بنوعی بررسی یک پدیده ای است که اتفاق افتاده بنوعی تحلیل بعد از وقوع است و برای آزمون فرضیات باید از اطلاعات مکتوب و دست دوم استفاده کرد. پس از این مقاله برای آزمون فرضیات سعی شده از مطالب و مفروضات کتب مربوط به انقلاب اسلامی و یا کتبی که بنحوی به سنجش فرضیات کمک می کند استفاده شود یعنی کتبی که مرتبط به اوضاع اجتماعی، اقتصادی، سیاسی دوران حکومت پهلوی بویژه سالهای پایان دوره سلطنت بویژه بعد از 1342 می باشد.


چارچوب نظری:1

نظریه ای که در این مقاله بعنوان چارچوب نظری بحث در نظر گرفته شده و بعبارتی این مقاله بر آن بنا شده است . نظریه «سرکوب غرایز» دانشمند یا بعبارتی جامعه شناس روس پیتریم سوروکین می باشد . از دید سوروکین انسان دارای دو جنبه است . اولاً او دارای سیرت فردی است . جنبه های فردی او ممکن است او را به سمت عشق ، نفرت، مسالمت، خشونت یا مجموعه ای کامل از خلقیات متضاد متمایل سازد . اساساً کمیت و کیفیت انگیزه ها و بازتاب های بشر او را به وجهی بی مانند شبیه بمبی مملو از انواع مختلف نیروها و تمایلاتی می سازد که در صوت انفجار تصویری از یک بی نظمی وحشیانه را در برابر ما ایجاد خواهد کرد. جنبه دوم انسان هستی اجتماعی اوست یعنی این واقعیت که او در این جهان همراه با دیگران زندگی می کند و بر این اساس بشر به عنوان یک موجود وحشی منفرد شناخته نمی شود .

سه عامل بشر را به حالت بهنجار یا اجتماعی خویش سوق می دهد .

اولاً تربیت بی رحم تاریخی در دراز مدت به متعادل ساختن غرایز و انگیزه های مختلف کمک نموده و این قبیل انگیزه ها را به هماهنگی با محیط می کشاند.

ثانیاً به واسطه رشد سنتی دراز مدت قوانین ، اخلاقیات، معتقدات مذهبی و اموری از این قبیل که عملاً این جانور درنده را از رفتارهای مناسب برای زندگی در جنگل باز می دارد. «کنترل اجتماعی»

ثالثاً : بشر به تدریج تمایلات پرخاشجویانه خویش را از راههایی غیر از کشتن نزدیکترین همسایه و ربودن دارایی او ارضاء نموده بدین ترتیب مسابقات ورزشی و سایر اشکال رقابت بوجود آمده است ولی دوره انقلابی را گستره زمانی تعریف کرد که طی آن روکش یا روپوش اجتماعی از روی مردم کنار زده می شود و همان جانور وحشی پدیدار می گردد . سوروکلین این از بین رفتن الگوهای عادتی را «زیست واره شدن رفتار توده مردم» می نامند . سوروکلین نیز مانند جانسون انقلاب را به عنوان امری تلقی می کرد که در اثر ناتوانی ارزش ها از تفسیر محیط بروز می کند .

********

هنجارها غرایز را با محیط طبیعی پیوند می دهند و ارتباط انسان را با محیط انسانی و طبیعی تنظیم می کند . نیازهای انسان از محیط طبیعی و اجتماعی تأمین می شود و چگونگی این تأمین توسط هنجارها تعیین می شود حال اگر محیط تغییر کند باید هنجارها هم تغییر کنند پس اگر محیط تغییر کرد ولی هنجارها ثابت ماند این امر باعث بروز ناسازگاری می شود زیرا افراد نمی توانند غرایز خود را از محیط ارضاء کنند . محیط همیشه در حالت دگرگونی است. حال اگر هنجارها ثابت بمانند هماهنگی بین محیط و هنجارها از بین می روند و غرایز نمی توانند ارضاء شوند . در اثر این ناهماهنگی افزایش سرکوب غرایز عمده اکثریت جلسه و عدم امکان ارضاء آن غرایط در حداقل ضروری خود بوجود می آیند .

از دید سوروکلین شش گونه کلی از سرکوب وجود دارد که ممکن است به انقلاب منجر شوند که عبارتند از :

1 سرکوب غرایز مربوط به تغذیه (گرسنگی)

2 سرکوب غریزه دارایی

3 سرکوب غریزه صیانت نفس

4 سرکوب غریزه جنسی

5 سرکوب انگیزه آزادی

6 سرکوب غریزه اظهار وجود .

وقتی هنجارها کارایی خود را در تأمین نیازهای افراد از دست دادند این امر منجر به سرکوب غرایز می شود در این حالت نخبگان جامعه دارای نقش محوری هستند . اینکه در برابر وضعیت چه واکنشی نشان بدهند سرنوشت حوادث بعدی رقم خواهد خورد . زیرا در اینجا دو حالت بیشتر وجود ندارد یا برای بازگرداندن تعادل باید جلو تغییرات محیط را گرفت که این امر غیر ممکن است و راه دیگر اینست که به تغییر و اصلاح هنجارها دست بزنیم . زیرا از آنجا که غرایز به یکدیگر مربوط هستند . سرکوب یک غریزه بعد از مدتی منجر به سرکوب سایر غرایز خواهد شد . حال اگر نخبگان سیاسی به موقع به اصلاح هنجارها دست بزنند از بروز انقلاب جلوگیری خواهد شد. صلاحیت ، میزان تعصب ، مهارت و شناخت نخبگان سیاسی در جلوگیری از بروز آن نقش دارد . هر چه سرکوب غرایز شدیدتر و فراگیر تر باشد انقلاب تسریع می شود . نخبگان در اینجا به سه گونه می توانند با موضوع برخورد کنند .

برخورد مناسب : به موقع نسبت به تغییر و اصلاح هنجارها دست بزنند و هنجارهای مناسب و کارآمدی را جایگزین هنجارهای نامناسب کنند که این امر باعث کاهش سرکوب غرایز و در نتیجه اصلاح و برگشتن جامعه به وضع عادی خواهد شد.

عدم اقدام : که یا به علت عدم شناخت درست از وضع موجود جامعه و خواسته های مردم است یا اینکه شناخت دارند ولی قدرت لازم را برای اقدام ندارند و

اقدام نامناسب : گاهی شناخت و آگاهی نسبت به موضوع دارند ولی به اقدام نامناسب دست می زنند که این امر بجای کاهش سرکوب غرایز به افزایش سرکوب منجر خواهد شد و این افزایش سرکوب زمینه را برای انقلاب مساعدتر خواهد نمود.

نظر سوروکلین راجع به انقلاب بدبینانه است . از دیدگاه وی انقلاب پدیده خوبی نیست و تبدیل شدن وضعیت بد به بدتر است و به اعتقاد وی شرایط بعد از انقلاب بدتر از شرایط قبل از انقلاب است . از جمله مطالب انقلابی راوی زیست وارده شده انسانها و گسستن هنجارها و قواعد اخلاقی و درنده شدن انسان می داند .

وی دو مرحله را برای انقلاب برمی شمارد .

مرحله اول فروپاشی رژیم سابق است که رژیم سابق از هم فرو می پاشد و افسار گسیختگی حاکم می گردد . با نابودی رژیم مردم ابتدا یک دوران کوتاهی از خوش بینی و خوشحالی را می گذرانند . خود را از بندها و هنجارهای دست و پاگیر رها می شد و نوعی شور وشعف و خوش بینی نسبت به آینده بروز می کند که این امر هرج و مرج و عدم احساس امنیت افزایش یافت مردم بدنبال برقراری نظم جدید هستند . لذا نظامی که بعد از انقلاب حاکم می شود از نظام سرنگون شده سرکوبگر و دیکتاتورتر خواهد بود.

فرضیات :

1 سرکوب شدید و فراگیر غریزه آزادی باعث ایجاد شرایط انقلابی گردید.

2 اقدامات نامناسب حکومت شاه باعث افزایش سرکوب غرایز گردید

3 اقدامات اصلاحی شاه «انقلاب سفید» باعث تغییر نظام ارزشی در جامعه گردید.

4 عدم تغییر در نظام هنجاری باعث برآورده نشدن نیازهای اکثریت جامعه گردید.

5 چون امکان ارضاء نیازها بطریق قانونی وجود نداشت اعمال خلاف و نابهنجاریها افزایش یافت.

فرضیات اصلی :

از بین فرضیات بالا دو فرضیه اول به عنوان فرضیات اصلی در این مقاله مورد بررسی و تعریف قرار می گیرند . این فرضیات عبارتند از :

1 سرکوب شدید و فراگیر غریزه آزادی باعث ایجاد شرایط انقلابی در ایران قبل از انقلاب گردید .

2 اقدامات نامناسب حکومت شاه باعث افزایش سرکوب غرایز گردید .

اینک به تبیین متغیرهای اصلی این دو فرضیه پرداخته و به تعریف نظری و عملیاتی این مفاهیم می پردازیم .

سرکوب غرایز غریزه آزادی شرایط انقلابی اقدام نامناسب ـ سرکوب

منظور از سرکوب وضعیتی است که در نتیجه مقایسه سطوح برخورداری از تمتعات در زمان متعارف و یا در بین دو گروه از مردم تصور می گردد. 2

آزادی : آزادی که بیشتر در اینجا آزادی سیاسی مطرح است به معنای اینست که انسان بتواند در جامعه با کمال آزادی عقاید و تمایلات خود را اظهار نماید . هر خدایی را می خواهد بپرستد نماز و دعای خود را به هر نحوی که می خواهد بخواند . جان و مال و عرض و آبروی انسان محفوظ باشد و انسان قادر باشد که هر کسی را که به او ظلم کرده به محاکمه بکشاند و لو اینکه آن شخص مقتدرترین و بلندمرتبه ترین رجال مملکت باشد3

اقدام نامناسب : معمولاً نخبگان سیاسی در برابر خواسته ها و نیروهای جدیدی که در جامعه ایجاد شده و حرکتها و جنبش هایی که پیامد این نیازهای جدید است بنوعی عکس العمل نشان می دهند . اگر شناخت درست شرایط و علل و اسباب این ناآرامیها و با دورنگری با مسائل مواجه شوند طبیعتاً این امر باعث توجه به خواسته های مردم گردیده و باعث کاهش تنش و برگشت اوضاع به حال عادی خواهد شد . حال اگر به دلیل عدم شناخت صحیح یا بی اطلاعی و با در نظر گرفتن منافع کوتاه مدت خود اقدام کنند یعنی صرفاً برای حفظ موقعیت خود به خشونت و سرکوب متوسل شوند . این اقدام را می توان نامناسب نامید.

تعریف عملیاتی مفاهیم :

سرکوب غریزه آزادی : برای بررسی این مفهوم می توان از شاخص های زیر استفاده کرد .

1 بررسی قوانین موجود « سال های آخر حکومت پهلوی» از لحاظ میزان مشارکت مردم در امور سیاسی و اداره کشور و میزان اجرای قوانین در این موارد مانند وجود انتخابات آزاد ، وجود مجلس در ارگانهای نظارتی

2 وجود احزاب و تشکل های مستقل در جامعه که بصورت قانونی اجازه فعالیت دارند . یا بعبارتی وجود قوانینی درباره شکل گیری احزاب و گروههای مستقل سیاسی در جامعه

3 بررسی جنبش ها و گروههای سیاسی مخفی و زیرزمینی

4 بررسی وضع اجتماعی آن زمان از نظر میزان آزادی بیان ، میزان سانسور و ...

5 تعداد زندانیان سیاسی که می تواند شاخصی برای عدم آزادی در جامعه مورد نظر باشد

شرایط انقلابی : شرایط انقلابی بعنوان متغیر وابسته در این مقاله را می توان با شاخص هایی مانند آنچه در اینجا می آید سنجید :

1 میزان انحرافات و تخلفات از قوانین مرسوم

2 وجود اعتراضات ، اعتصابات و راهپیماییهای خیابانی در اکثر شهرها

3 بروز اعمال خرابکاری بر علیه منافع رژیم

4 افزایش تعداد زندانیان سیاسی

5 افزایش گروههای معارض

6 حکومت نظامی

اقدامات نامناسب : یکی دیگر از متغیرهای مستقل است که می توان با این شاخص ها آنرا سنجید

  1. میزان شناخت و برداشت حاکمان از حرکتهای مخالف و مخالفان

2 شناخت حاکمان از دلایل و انگیزه های گروههای مخالف در وضع پیش آمده

3 نوع اقداماتی که حکومت در مواجهه با این وضعیت انجام داده است

4 میزان توجه به خواسته های انقلابیون

حال با توجه به شاخص هایی که برای این سه مفهوم و متغیر اصلی این فرضیات در نظر گرفته ام به بررسی اطلاعات موید این شاخص ها در کتب مربوط به انقلاب می پردازیم. ابتدا به بررسی متغیرهای مستقل می پردازیم .

سرکوب غریزه آزادی: به عنوان متغیر کلیدی و اصلی در این مقاله است . همانطور که در تعریف عملیاتی آورده شده از شاخص های وجود آزادی و ارضاء آن وجود قوانینی است که به مردم اجازه ابراز عقیده و نظر بدهند که لازمه آن وجود تشکل ها و گروههای مستقل است که حافظ منافع و خواسته های مردم باشد . در کشور ما ایران تا قبل از مشروطه سلاطین و پادشاهان قدرت مطلق داشتند و هیچ قانونی که بیانگر خواسته ها و نیاز مردم باشد در جامعه وجود نداشت تا اختیارات پادشاهان را محدود کند . با انقلاب مشروطه, سلطنت مشروطه و تا حدودی محدود شد . قوانینی وضع گردید مجلس تشکیل شد . در این قانون که از قوانین کشورهای اروپایی از جمله فرانسه ، اقتباس شده بوداصولی همچون آزادی ، مشارکت ، دموکراسی ، مصونیت منزل ، اختیار مال ، اختیار شغل ، آزادی عقایدمذهبی و سیاسی لحاظ شده بود اما آنچه در عمل جریان داشت چیزی جز قوانین مکتوب بود . به عنوان نمونه در اصل 12 متمم قانون اساسی ایران در مورد آزادی احزاب و اجتماعات داریم. انجمن ها و اجتماعاتی که مولد فتنه ی دینی و دنیوی و مخل نظم نباشند در تمام مملکت آزاد است ولی مجتمعین نباید اسلحه داشته باشند.

اما در عهد پهلوی در ایران استفاده از این حقوق به موجب قوانین و مقررات عادی ممنوع گردید تا زمامداران بتوانند به سرکوبی آزادی خواهان و تقویت افکار ارتجاعی مشغول شوند و از این راه پایه های لرزان ظلم و استبداد را از سقوط درامان نگه دارند . گواه این مدعا اعلام رضاخان در 22 خرداد 1310 است .

«هر ایرانی که عضو دسته یا جمعیت یا شعبه جمعیتی باشد که مرام یا رویه ی آن ضدیت با سلطنت مشروطه ایران یا مرام یا رویه ی آن اشتراکی باشد از 2 تا 10 سال حبس محکوم خواهد شد.»4

از دیگر شواهد سرکوب آزادی قدغن کردن آزادی و عقاید و سانسور شدید مطبوعات است . هر نشریه ای و روزنامه ای باید قبل از انتشار به تأیید شهربانی می رسید . مراسلات پستی و مخابرات و ... از مصونیت ضبط و کشف و افشار مصون نبود و حکومت براحتی پی برده به کنترل و بررسی این اسناد و مکالمات شخصی و محرمانه می پرداخت 5 از قوانین ذلت بار موجود در زمان محمدرضا پهلوی لایحه ننگین کاپیتولاسیون بود که توسط منصور به مجلس رفت و به تصویب رسید و حیثیت و آبروی ایرانی را لکه دار کرد و آزادی و کرامت انسانی آنان را جریحه دار نمود . که ضمن تحقیر ایران سندی بر بندگی و بردگی حکومت در مقابل استعمارگرانی مانند آمریکا بود.6 شاخص دیگر وجود احزاب مستقل قانونی است که با بررسی دوره پهلوی حزبی با این مشخصات را نمی توان یافت . هر چند محمدرضا شاه در اواخر دوره سلطنت برای ارائه یک چهره دموکراتیک در نظر غربیان انقلاب سفید را مطرح کرد و حتی به تأسیس حزب دست زد ولی بر کسی پوشیده نیست که این حزب «رستاخیز» توسط حکومت و به اصطلاح از بالا شکل گرفت. چیزی که با اصل مشارکت سیاسی مردم که وجود احزاب مستقل را می طلبد منافات دارد جالب اینکه همین حزب شاهانه را هم نتوانست تحمل کند و آنرا منحل کرد.7 زیرا به نظر شاه حزب رستاخیز مجرایی برای اظهار نظر و انتقادهای عناصر ناراضی است . از طرفی هر چند به ظاهر در کشور مجلس شورای ملی وجود داشت ولی اعضای این مجلس منتخب مردم نبودند بلکه منتصب از طرف رژیم بودند . که همین انتصابی بودن اعضای مجلس موجب اعتراضات و افشاگریهای نهضت ها و گروههای مخالف می گردید.8

از دیگر شاخص های نبودن آزادی ممنوع المنبر شدن عده زیادی از روحانیون برجسته که خود دلیلی قاطع بر عدم آزادی بیان است . از آن جمله می توان به ممنوع المنبر شدن مرتضی مطهری طبق نامه تاریخ 31/3/54 ساواک تهران(1) و ممنوع المنبر شدن مجدالدین محلاتی طبق نامه شماره 10871 11/3/51 ساواک(2) نام برد و یا شخصیتی همچون هاشمی رفسنجانی که بارها ضمن اینکه ممنوع المنبر بود بخاطر سخنرانی دستگیر و زندانی شد .(3) یا همین آقای رفسنجانی بخاطر ترجمه کتاب سرگذشت فلسطین و مقدمه ای که بر این کتاب نگاشته است مورد تعقیب قرار می گیرد.(4)

از دیگر نمونه های سرکوب آزادی اظهارات و برداشت شخص شاه از دموکراسی است. مثلاً خبرنگاری این سئوال را از شاه می پرسد که : عالیجناب منظورم آن نوع دموکراسی است که ما در غرب داریم یعنی رژیمی که به هر کس اجازه می دهد هر طور می خواهد فکر کند و برپایه پارلمانی استوار است که احزاب کوچک نیز در آن می توانند نماینده داشته باشند . شاه می گوید : من آن دموکراسی را نمی خواهم چون نمی دانم با چنین دموکراسی چه کار باید کرد . همه اش را به شما بخشیدم .... خبرنگار : شاید کمی شلوغ است اما به بشر و آزادی فکرش احترام می گذارد. شاه: آزادی افکار ، دموکراسی با کودکان 5 ساله ای که اعتصاب می کنند و در خیابانها راه می افتند؟9

عدم انتقاد پذیری شاه نیز شاهد دیگری بر عدم آزادی است . باز در اینجا استناد می کنیم به این گفته شاه که : ...... فکر نمی کنم در ایران انتقاد کردن از مردم کار ساده ای باشد یعنی برای چه چیزی باید از من انتقاد کنند....10

یا در جایی دیگر به نقل از کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر مواردی از نقض حقوق انسانی را ذکر کرده است که عبارتند از : سلب آزادی عقیده و بیان و آزادی اجتماعات و انتشارات توقیف غیرقانونی و خودسرانه .... اعمال انواع شکنجه های جسمی و روحی منتهی به مرگ یا نقص عضو محاکمه متهمین سیاسی در محاکم نظامی ... شکنجه و اقرار گرفتن با استفاده از شیوه های خشن شکنجه و ...خودداری از قبول فرجام محکومین سیاسی.... کشتار بی رحمانه عده ای از جوانان تحصیل کرده در خانه ها دانشگاه ها ... زندانی کردن مخالفان و ممنوع ساختن نزدیکان از ملاقات.... سانسور شدید مکاتبات و مکالمات .... تعطیلی بسیاری از مراکز شرعی و حبس ، زجر و توقیف مراجع تقلید و ... سلب امکان مشارکت واقعی مردم در انتخابات مجلسین ..نقض صریح قانون اساسی ....

برای اثبات نقض اساسی ترین حقوق بشر در ایران کافی است گفته شود که اراده و اختیار و مسئولیت در تمام مسائل کشور اعم از داخلی یا خارجی در وجود شخص شاه متمرکز شده است . بدون آنکه احدی بتواند بطور علنی از افکار و اعمال ایشان انتقاد کند.11

خصلت دیکتاتوری شاه را در مورد حزب فراگیر رستاخیز نیز می توان دید . شاه در این مورد گفت: هر کس قائل نیست عضو حزب رستاخیز باشد و از سیاست کشور ناراضی است بیاید گذرنامه اش را بگیرد و از مملکت بیرون برود.12

رادیو و تلویزیون و رسانه های گروهی دوران شاه به دقت زیر سانسور بودند و از سیر تا پیاز آنها قبلاً بررسی می شد و اجازه نشر می یافت.13

این سرکوب آزادی اختصاص به قشر خاصی نداشت و از ویژگیهای آن فراگیر بودن آن بود و حضور و مشارکت وسیع مردم در این جنبش در میان خیزشهای انقلابی قرن بیستم بی سابقه بود . عملاً کلیه شهرها و بخش های ایران علیه رژیم پهلوی بسیج شده بودند و زنان و مردانی از کلیه طبقات جامعه ایران تمایل خود را برای پایان دادن به نظام سلطنتی و سلطه بیگانگان ابراز کردند.14

در انقلاب ما همه اقشار از غنی و فقیر از شهری و دهاتی از طلبه و دانشجو از بازاری و کشاورز همه و همه شرکت داشتند.15

اقدامات نامناسب : از آنجا که هر اقدامی مستلزم شناخت علل و انگیزه هایی است که این اقدام می طلبد در اینجا نیز برای بررسی اقدامات رژیم ابتدا به شناخت و برداشتی که سران حکومت بویژه شخص شاه از انقلابیون داشت می پرازیم. بعنوان مثال شاه انقلابیون را تروریست و عمال بیگانه می دانست و از اتحاد شوم سرخ و سیاه نام می برد و بدینوسیله اعمال وحشیانه و غیر انسانی ساواک را توجیه می کرد . شاه در جایی می گوید : چه دلیل داشت که ما ایرانیان فعالیت تروریست ها را در سرزمین خود بپذیریم...» یا در جای دیگر شاه می گوید : برخورد میان تروریستها و ساواک ، کارمندان سایر سازمانهای انتظامی غیر قابل اجتناب بود و ناچار تلفاتی نیز داشت . هیچ کس تروریستها را به آتش افروزی و غارت و کشتار ملزم نکرده بود آنها آزادانه راه خشونت را اختیار کرده بودند.16 در جای دیگر شاه اقدامات مستبدانه را لازمه رفرم های شاهانه می داند و در پاسخ به این سئوال خبرنگار ایتالیایی اوریانا فالاچی که آیا انکار می کنید که شاه مستبدی هستند؟ می گوید : نه از برخی جهات شاه مستبدی هستم برای رفرم ها نمی شود مستبد نبود . مخصوصاً در کشورهایی نظیر ایران که فقط 25 درصد مردم خواندن و نوشتن می دانند . اگر من سخنگیری نمی کردم حتی انقلاب کشاورزی را نمی توانستم به انجام برسانم و تمام برنامه های انقلابم از بین می رفت. می بایست کاری بکنم که کردم مثلاً دستور دادم ارتش به سوی کسانی که مخالف تقسیم اراضی بودند تیراندازی کنند.17

باز هم از سخنان شاه : «..... مرتجعین سیاه در این 22 سال سلطنت من چه کردند در واقعه آذربایجان کجا بوده اند من می دانم کجا بودند رفتند با پیشه وری (رئیس حزب و دموکرات آذربایجان) ائتلاف کردند و به این مملکت خیانت کردند و با او شراب خوردند. چند روز پیش در تهران یک مشت بازاری احمق ریشو به راه انداختند که سروصدا کنند .... اینها صد برابر خائن تر از حزب توده هستند . این عناصر فرومایه با همفکران ارتجاعی خودشان اگر از خواب غفلت بیدار نشوند .... با شلاق , سوزاندن و انواع شکنجه های وحشیانه ی ساواک درمان شوند و اگر باز هم تسلیم نشدند جز رگبار مسلسل , چوبه ی دار و جان دادن زیر شکنجه راهی برایشان نیست18

از دیگر اقدامات نادرست , ایجاد محیط رعب و وحشت و دستگیری گسترده افراد بویژه جوان ها بدون مشخص شدن اتهام و وجود شکنجه های مخوف در بازداشتگاههای ساواک است که این امر باعث اعتراض مجامع بین المللی هم گردید . عضو بین الملل در سال 1976 تعداد زندانیان سیاسی در ایران را 7500 نفر ذکر کرد اما تخمینات دیگر این تعداد را 10 هزار نفر می داند این در حالی است که شاه خودش هرگز تعداد بیش از 300 نفر را نمی پذیرفت.19

مجله تایمز در شماره 16 اوت 1976 می نویسد . گرچه به درستی نمی توان تعیین کرد که در کدام یک از کشورهای جهان که شکنجه ی زندانیهای سیاسی در آن معمول است شیوه شکنجه شدیدتر است. اما به نظر کارشناسان مطلع بین المللی ایران و شیلی از نظر شدت شکنجه و اعمال شیوه های موحش آن در درجه اول قرار دارند.20 اعلام حکومت نظامی در شهرهای بزرگ و آتش گشودن به روی مردم تظاهرات کننده از دیگر اقدامات نادرست رژیم شاه بود.

بعنوان نمونه وقتی در روز 16 شهریور تعداد زیادی بیش از نیم میلیون نفر در تهران به تظاهرات پرداختند . شاه در همان شب دولت را وادار ساخت در تهران و یازده شهر دیگر حکومت نظامی اعلام کند و صبح روز بعد«17شهریور» دهها هزار نفر از مردم بدون اطلاع از حکومت نظامی به خیابانها ریختند و نظامیان , مسلسل تانک ها آنها را به گلوله بستند و حتی هلیکوپترها برای متفرق کردن مردم از مسلسل و مواد تخریبی استفاده کردند و در این روز قریب بیست هزار تن در میدان ژاله اجتماع کرده بودند و در نتیجه این درگیریها و حمله نظامیان بیش از 4000 نفر گشته و بیش از 500 نفر مجروح گردید و به همین علت این جمعه را جمعه سیاه نامیدند.21

از دیگر اقدامات که قابل تأمل است . انحلال کلیه احزاب سیاسی و حلق در 1354 است . جالب اینکه اینها احزابی بودند که توسط حکومت ایجاد شده بودند و هیچ جایگاه مردمی نداشتند و عضویت افراد در این احزاب نیز بویژه حزب رستاخیز با زور و از روی ترس از متهم شدن به مخالفت رژیم صورت می گرفت . ولی شاه حتی تحمل همین احزاب فرمایشی را هم نداشت و اقدام به انحلال آنها نمود .22

شرایط انقلابی : برای سنجش این مفهوم به عنوان متغیر وابسته در این مقاله همانطور که در تعریف عملیاتی آمد می توان از مواردی همچون وجود جنبش ها و گروههای مخفی زیرزمینی ، برخوردها و درگیریهای مسلحانه تظاهرات و راهپیمایی های مردمی در خیابانها . تعداد زندانیان سیاسی ، حکومت نظامی , فرار نظامیان و ... نام برد. ابتدا به بررسی تعدادی از گروههای متشکل غیرقانونی و مخفیانه که بر علیه رژیم فعال بودند می پردازیم. شورش بهمن قشقایی در اواخر سال 41 شروع شد . جمعیت موتلفه اسلامی یا هیئت های موتلفه اسلامی در سال 40 تشکیل و به فعالیت ادامه داد.

جبهه آزادی بخش ملی (جاما) حزب ملل اسلامی، گروه تربت حیدریه ، گروه فلسطین سازمان مجاهدین خلق ایران در سال 1343 از نهضت آزادی منشعب شد .

چریکهای فدایی خلق در 1350 23 و روحانیت مبارز

گروههای مسلح و متشکل در سازمان مجاهدین خلق و سازمان چریکهای فدایی خلق ایران بودند که به اعمال مسلحانه بر علیه سران رژیم می پرداختند.24

حکومت نظامی که خود نشانه ای از وجود وضعیت غیر عادی در یک جامعه است خود دلیلی بر وجود وضعیت انقلابی در سالهای پایانی عمر رژیم پهلوی است. که بطور گسترده و طولانی این حالت در شهرهای بزرگ کشور وجود داشت . هر چند این حکومت نظامی برای جلوگیری کردن از راهپیماییهای اعتراض آمیز مردم بود ولی با وجود اعلان حکومت نظامی درکشور تظاهرات و اعتصابات روزبروز توسعه پیدا می کرد. برابر گزارشات واصله چون تظاهرات در شهرستانها جنبه عمومی پیدا کرده بود بتدریج عده ای از فرمانداران و مقامات دولتی هم در آنها شرکت می کردند و یا اهالی شهرها در میدان های نماز جماعت برگزار می نمودند25

از مسائلی که به تشدید روند انقلاب و توفیق آن کمک بسیاری کرد از هم پاشیدن ارتش و عدم جدیت آن در سرکوب بود . فراز نظامیان مسئله ای بود که سران رژیم را سخت به هراس انداخته بود . با توجه به اینکه بخش اعظم ارتش را سربازان که فرزندان خانواده های همین ملت بودند تشکیل می دادند . لذا کمتر در اجرای دستورات مافوق مبنی بر آتش گشودن برروی تظاهر کنندگان جدی بودند و تعداد زیادی از آنها نیز به فرمان رهبر انقلاب حضرت امام خمینی از پادگانها فراز می کردند.26 از دیگر نشانه های شرایط انقلابی وجود اعتصابات و راهپیماییهاست با شروع دولت شریف امامی دو روز بعد 700 تن کارگران و کارکنان پالایشگاه نفت تهران اعتصاب کردند و خواستار اضافه دستمزد و لغو حکومت نظامی شدند. در 28 شهریور اعتصاب رفاهی سیاسی کارکنان شعبه مرکزی بانک ملی , با آغاز سال تحصیلی دانشجویان و دانش آموزان به صف مخالفان رژیم پیوستند و راهپیماییهای سیاسی براه انداختند. از اواسط مهرماه موج اعتصاب و تظاهرات در تهران و شهرستانها بالا گرفت . معلمان ، دانشگاهیان ، کارکنان بنادر و کشتیرانی بندر شاپور ، تراکتور سازی تبریز رادیو و تلویزیون رضائیه، کارخانه ذوب آهن اصفهان کارخانه جنرال موتور و کارخانه زامیاد و کارمندان اداری برنامه و بودجه اعتصاب کردند. در 19 مهر روزنامه های بزرگ کشور با انگیزه کسب آزادی قلم و نشرز خبرهای واقعی دست به اعتصاب زدند . در روز 20 مهرماه زندانیان سیاسی کشور به نشانه همنوایی با دیگر اعتصاب کنندگان اعتصاب غذا کردند . کارگران بنادر و کشتیرانی خرمشهر، شیلات بندر پهلوی ، نساجی یزد، پالایشگاه شیراز، نیروگاههای اتمی، معادن زغال سنگ دامغان به پشتیبانی از قیام مردم به دیگر اعتصابیون پیوستند. روز 22 مهر کارکنان پالایشگاه آبادان اعتصاب کردند . همزمان با اوجگیری تظاهرات و اعتصابات در شهرهای ایران ، ایرانیان و دانشجویان ایرانی در شهرهای اروپا و آمریکا به نشانه همبستگی با مردم ایران ، تظاهراتی ترتیب دادند و با انتشار خبرنامه ، اعلامیه و بیانیه رژیم شاه را محکوم کردند و موافقت خود را با نظریات آیت ا... خمینی اعلام کردند.27

نتیجه گیری :

اینک با توجه به اطلاعاتی که درباره فرضیات اصلی در این مقاله جمع آوری گردیده و در صفحات قبل بخشی از این اطلاعات به استناد کتب مربوطه ذکر گردید می توان گفت که فرضیات اصلی که عبارت بود از سرکوب فراگیر غریزه آزادی و منجر شدن آن به شرایط انقلابی تأیید می گردد . زیرا همانطور که در صفحات قبل آمد کلیه مصادیقی که برای وجود آزادی در نظر گرفتیم در جامعه مورد نظر وجود نداشته است. از آن جمله می توان از نبودن آزادی بیان نام برد. که نه در سطح جامعه و در میان مردم عادی نه در میان روحانیون و افراد روشنفکر و نه حتی در سطح دانشگاهها و مراکز آموزش عالی وجود نداشت و باز شواهدی هستند در این زمینه وجود دارد مبنی بر تحت تعقیب قرار گرفتن و زندانی شدن افراد بخاطر بیان عقاید و نظراتی که مغایر با خواست حکومت بوده است و تبعید شدن آنها خود گواه نبودن آزادی بیان و عقیده است. از طرفی مطبوعات و رسانه ها آزاد نبودند و تحت سانسور شدید حکومت قرار داشتند . احزاب و گروههای سیاسی مستقل و بعبارتی گروههای واسط که مدافع و بیانگر خواست و نظریات اقشار مردم باشند وجود نداشته و بشدت با چنین گروههایی برخورد می شد . به همین علت تعداد زیادی از این گروهها در خفا و بصورت زیرزمینی فعالیت می کردند . از دیگر مصادیق وجود آزادی در یک جامعه وجود قوانین و اجرای آن و برابری افراد در برابر قانون است. که این امر با توجه به ماهیت حکومت که سلطنتی بود و به شاه قدرتی نامحدود می بخشید و هیچ کس حق انتقاد از او را نداشت . عملاً قوانین هر چند بصورت ظاهری در جامعه وجود داشت ولی اجرا و عمل نمی شد و براحتی قانون بازیچه دست افراد وابسته به خاندان حکومتی قرار می گرفت. پس با توجه به این موارد می توان نتیجه گرفت که در قبل از انقلاب دوران حکومت محمدرضا شاه بویژه در سالهای بعد از 40 این سرکوب آزادی بطور فراگیر در جامعه وجود داشته است و همین امر باعث ایجاد شرایط انقلابی گردید که در این مورد هم شاخص هایی همچون بروز اعمال خلاف قانون . راهپیماییهای گسترده و فراگیر , حملات مسلحانه بر علیه سران رژیم و اعتراضات گسترده ملی و حتی بین المللی و اعتصابات گسترده در اقشار مختلف و در بخش های مختلف صنعتی، اداری و آموزشی , حکومت نظامی و اعلام وضعیت غیر عادی در جامعه ] همه و همه را می توان نشانه هایی برای وجود وضعیت انقلابی دانست. پس با توجه به این اطلاعات فرضیه اول در مورد انقلاب تأیید یا به عبارت دیگر رد نمی شود و اما در مورد فرضیه دوم که درباره اقدامات نامناسب بود هم با توجه به اطلاعات ذکر شده در صفحات قبل می توان گفت اقدام رژیم که نتیجه شناخت آنها از اوضاع بود نادرست بوده است زیرا همواره حرکتهای عظیم و گسترده ملی را رژیم توطئه تعدادی فئودال یا عناصر خرابکار که توسط بیگانگان تحریک شده اند می دانستند و از ارتجاع سیاه و سرخ بارها نام برده اند.

حال آنکه طبق شواهد در حرکتهای انقلابی اقشار مختلف جامعه از بازاری ، دانشجو، معلم ، صنعتگر و ... حضور داشتند و لذا برداشت آنها از انقلابیون و این حرکات نادرست بوده است و شاید به همین دلیل و بخاطر حفظ تاج و تخت به اقداماتی دست زدند که نه تنها مانع سقوط آنها نشد بلکه باعث تشدید اوضاع گردید . یعنی به جای توجه به خواسته های مردم و دادن جواب قانع کننده به آنها به زور متوسل شده و با استفاده از شیوه سرکوب و ارعاب و اعمال شکنجه های مخوف سعی در بازداشتن افراد از انتقاد و اقدام داشت. در حالیکه همین اقدامات باعث تشدید سرکوب آزادی در بین مردم می شد و آنها را مصممتر و جدی تر می کرد و به همین علت در روند انقلاب ما شاهدیم با حمله رژیم به یک راهپیمایی مراسم هفتم و چهلم و .... شهدای آن فاجعه خود منجر به اقداماتی وسیعتر از سوی مردم می گردید. تا اینکه تداوم حرکتهای مردمی و تظاهرات مردم باعث فرار شاه و بالاخره پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 گردید.

نقد چارچوب نظری : هر چند در اینجا من از نظریه سوروکین استفاده کرده و از بین عواملی که نامبرده برای وقوع انقلاب نام برده فقط یک مورد را انتخاب کرده ام یعنی سرکوب غریزه آزادی با توجه به این بخش از نظر سوروکلین که سرکوب شدید و فراگیر غریزه آزادی موجب انقلاب می شود می توان گفت که در مورد انقلاب اسلامی ایران صدق می کند و با توجه به این بخش از نظریه سوروکین می توان به بررسی انقلاب پرداخت و نتیجه گرفت که یکی از عوامل بروز انقلاب در ایران سرکوب آزادی بوده است . البته شک نیست که عوامل دیگری هم در این زمینه نقش داشته اند و نمی توان یک پدیده اجتماعی مانند انقلاب را معلول یک عامل دانست ولی با توجه به ابعاد مختلفی که در مسئله آزادی نهفته است آزادی عقیده ، آزادی سیاسی و ... می توان گفت یکی از عوامل عمده بروز انقلاب عامل سرکوب آزادی بوده است.







منابع مورد استفاده :

1 کتاب سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج ترجمه عباس مخبر چاپ دوم بهار 72 ، چاپ طرح فر

2 نهضت روحانیون ایران جلد 6 تألیف علی دوانی ، ناشر : بنیاد فرهنگی امام رضا(ع)

3 ایران و تاریخ بهرام افراسیابی - نشر علم

4 ایران روایتی که ناگفته ماند نوشته حنین هیکل ترجمه حمید احمدی انتشارات الهام

5 شکوفایی جنبش اسلامی به رهبری امام خمینی

6 انقلاب و ریشه ها نوشته : حبیب اله طاهری ناشر : سازمان تبلیغات اسلامی

7 دفاع از تاریخ نوشته حمید سیف زاده - انتشارات عارف

8 سیره قانون و دادگستری در ایران مرتضی راوندی ، نشر چشمه

9 صفحاتی از تاریخ معاصر ایران ، گردآورنده و ناشر نهضت آزادی

10 اعترافات ژنرال ، خاطرات ارتشبد قره باغی نشر : نی

11 تاریخ 25 ساله ایران از کودتا تا انقلاب جلد 2 تألیف سرهنگ غلامرضا نجاتی

12 هاشمی رفسنجانی دوران مبارزه ج 1 دفتر نشر معارف انقلاب

13 ایران ابرقدرت قرن؟ یوسف مازندی نشر البرز

14 آزادی و حیثیت انسانی مؤلف و مترجم : محمد علی حمال زاده چاپخانه سپهر

15 تئوریهای انقلاب نوشته : آلوین استانفورد کوهن ترجمه : علیرضا طیب نشر قومس

16 انقلاب و بسیج سیاسی تألیف دکتر حسین بشیریه انتشارات دانشگاه تهران



1 - کتابهای تئوریهای انقلاب نوشته آلفرداستانفور کوهن صفحات 194 الی 199 نشر قومس

کتاب انقلاب و بسیج سیاسی تألیف دکتر حسین بشیریه صفحات 60، 61، 62 انتشارات دانشگاه تهران

و جزوه درس مفاهیم انقلاب ، استاد دکتر پناهی ترم : سال 78 – 77

2 - انقلاب و بسیج سیاسی - ص 61

3 - آزادی و حیثیت انسانی مؤلف و مترجم سید محمد علی جمال زاده چاپ سپهر ص 65

4 - راوندی صفحات 328 – 327

5 - همان کتاب ص 33

6 - انقلاب و ریشه ها حبیب اله طاهری صفحات 68 و 187

7 - دفاع از تاریخ «حمید سیف زاده» - انتشارات عارف

8 - مسیر قانون و دادگستری در ایران صفحات 312 – 313

9 - کتاب نهضت روحانیون 69 – صفحه 58

10 - کتاب روحانیون مبارز - ص 158

11 - تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران . از کودتا تا انقلاب جلد 2 صفحات 28 و 29 تألیف سرهنگ غلامرضا نجاتی

12 - ایران ابرقدرت قرن ؟ - یوسف مازندی ص 555

13 - همان کتاب پاورقی ص 175

14 - سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج ترجمه عباس مخبر ص 320 و 330

15 - انقلاب و ریشه ها حبیب اله طاهری ص 172 و 249

16 - کتاب دفاع از تاریخ . حمید سیف زاده انتشارات عارف ص 255

17 - کتاب نهضت روحانیون ایران ج 6 علی دوانی ص 157

18 - ایران : روایتی که ناگفته ماند نوشته حسنین هیکل ترجمه حمید احمدی ص 219

19 - ایران : روایتی که ناگفته ماند . نوشته حسین هیکل ترجمه حمید احمدی ص 219

20 - تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران از کودتا تا انقلاب ج 2 – سرهنگ غلامرضا نجاتی ، ص 17

21 - همان کتاب ص 91 و 92

22 - دفاع از تاریخ حمید سیف زاده انتشارات عارف

23 - ایران و تاریخ ، مهرام افراسیابی صفحات 471،472،473،475،480،481،482،483،487،488،493،494

24 - هاشمی رفسنجانی دوران مبارز ج 1 – ص 42

25 - اعترافات ژنرال خاطرات عباس قره باغی نشر نی ص 34 و 35

26 - همان منبع ص 36

27 - تاریخ 25 ساله ایران جلد دوم صفحات 96 ، 97 ، 98


 
عکس ابراهیم حقیقی
از ابراهیم حقیقی در پنج‌شنبه، 4 اردیبهشت 1399، 10:20 عصر
هر کس در دنیا

پول اندازی ، پُل اِندَزی    pol endazy

ابراهیم حقیقی   آذرماه 1388

از تعاونی های سنتی در حوزه مالی واعتباری که معمولاً در مراسم عروسی وختنه سوری بیشتر رایج است پول اندازی است .که در این گونه مجالس معمولاً در روز آخر مراسم که البته امروزه مراسم معمولاً یک روز است .بعد از این که داماد را در عصر روز مراسم طی مراسم خاصی به مظهر قنات برده ولباس های دامادی را در حین شادی و پایکوبی افراد تعویض می کنند و معمولاً مسیر خانه داماد تا دهانه قنات و برعکس رابه صورت دسته جمعی و با ساز ودهل در حالی که جوانان داماد را روی دوش خود حمل می کنند طی می کنند .سپس هدایایی که روی سینی هایی چیده شده است وشامل شیرینی وآجیل ،…… روغن ، قند ، کفش برای مادر وخواهران عروس و…. را افراد در حالی که این طبق ها را روی سر گرفته اند به خانه پدر عروس می برند و افرادی که این طبق ها را حمل می کنند یک دستمال پارچه های به عنوان هدیه دریافت می کنند سپس جهیزیه ی عروس را در صفوف منظم ودر معیت نوازندگان به طرف خانه داماد حمل می کند .حمل این تعداد کالا که برخی از قطعات آن هم نسبتاً سنگین است جز در سایه این همیاری امکان پذیر نیست . البته اگر چه امروزه وسایل نقلیه ی موتوری به کمک انسان آمده ولی هنوز هم در بافت قدیمی روستاها که امکان تردد اتومبیل وجود ندارد جز با کمک مردم این امر امکان پذیر نیست .پس از پایان انتقال جهیزیه که معمولاً نزدیک غروب آفتاب به پایان می سد .نوبت به صرف شام می رسد .پس از جمع کردن سفره افراد هدایای نقدی خود را تقدیم می کنند . و از طرف داماد نیز به هرکدام از افرادی که پول داده اند دستمالی حاوی مقداری آجیل که معمولاً شکلات ،هسته زردآلو(خِستَک) ،بادام(بادُم) ، برگه زردالو (کِشتَه) و… است .اهدا می گردد .لازم به ذکر است که امروزه در این سنت تغییراتی ایجاد شده از جمله این که به جای دستمال حاوی آجیل فقط شیرینی تعارف می شود و دو نفر مسئول جمع آوری هدایای نقدی افراد می شوند ونام اهدا کننده و مبلغ هدیه شده را در دفتر یادداشت می کنند .تا در آینده این هدایا را معمولاً با مبالغی بالاتر تلافی کنند ،چیزی که جامعه شناسان آنرا نوعی مبادله می دانند .به تعبیر آنان زندگی اجتماعی از مبادلات تشکیل شده است ، مبادله ی آداب ، اموال ، زنان و مبادله ی قدرت ، به نظر می رسد که الزام به تقابل در افعال اجتماعی را همه ی افراد ودر همه ی جوامع وهمه ی تمدن ها حس کرده باشند .وهدف بخش مهمی از قواعد ونهادها نیز چیزی جز استقرار وسازمان دادن مبادلات نیست .پس می توان مبادله را نوعی رابطه ی اجتماعی بنیانی وبنیادی دانست .(هانری مندراس ، ۱۳۵۴: ۲۵۲) پیتر بلا نیز به تبیعت از مارسل موس می نویسد : « خدمات پاداش دهنده ، حقی برای دیگران ایجاد می کند و او را وادار می سازد تا به نوعی در صدد جبران آن بر آید ( توسلی ، ۱۳۷۰ :۴۲۱) پس از صرف شام همگی در محلی که از قبل برای تماشا پیش بینی شده است به جشن وشادمانی می پردازند که شامل ساز ودهل ورقص محلی ،فریاد (آواز خوانی) وگاه اجرای نمایش است .
در انتهای مراسم « عروس کشون » انجام می گیرد . افراد به طور دسته جمعی با ساز و دهل به طرف خانه ی عروس حرکت کرده وپس از خداحافظی عروس با اطرافیان که معمولاً با گریه وزاری همراه است .داماد چادر سفیدی بر سر عروس انداخته و در حالیکه زنان آنها را احاطه کرده اند به همراه خیل شرکت کنندگان که مردان در جلو و زنان که عروس وداماد هم پیشاپیش زنان حرکت می کنند به طرف خانه ی داماد حرکت می کنند که البته با صلوات فرستادن واسپند دود کردن همراه است . در آستانه خانه داماد معمولاً عروس خانم توقف کرده و بعد از قول گرفتن از داماد در مورد هدیه یا سفر وارد خانه داماد می شود که در این جا گوسفندی را جلو پای عروس و داماد ذبح می کنند و کفش عروس و داماد را اندکی به خون این گوسفند آغشته می کنند . عروس و داماد وارد اتاقی که از قبل اراسته شده می شوند و مراسم خاصی در این جا انجام می شود که فعلاً مجال گفتن آن نیست.
عصر روز بعد مراسم پاتختی توسط خانم ها انجام می شود . که معمولاً در این مراسم نزدیکان عروس وداماد هدایای خود را که معمولاً غیر نقدی است ارائه می کنند .خانم ها نیز هدایای نقدی خود را به داخل ظرفی که در نزدیکی عروس و داماد است می گذارند در این مراسم معمولاً جهیزیه عروس به حاضران نمایانده می شود .
یاریگری و تعاون اگر چه از تأکیدات دین مقدس اسلام است .وهمواره براین امر مهم بخصوص در امور خیر وشایسته تأکید شده ( تعاونوا علی البر والتقوی) و گرچه این شیوه ها از دیر باز کارایی خود را در پاسخگویی به نیاز جوامع متناسب با شرایط جغرافیایی واجتماعی نشان داده است .ولی متأسفانه عدم توجه به روستا ها ورها شدن آنها به حال خود سبب متلاشی شدن این شیوه های کهن وعدم جایگرینی آن با شیوه های کارآمد گردیده است چیزی که انگیزه ماندن ومبارزه با ناملایمات روستا را برای مردم کاهش داده و مهاجرت روز افزون روستائیان به شهرها را در پی داشته است .چنانکه همین روستایی که برخی از نمودهای همکاری آنان را دراین جا آوردم جمعیت آن امروز در مقایسه با صد سال پیش نه تنها افزایش نیافته بلکه سیر نزولی داشته است . بی سبب نیست که ایلیچ توسعه ی اقتصادی مدرن را به عنوان فرآیندی توصیف می کند که از طریق آن ملتهایی که قبلاً خود کفا بوده اند مهارتهای سنتی خود را از دست می دهند ومجبور می شوند برای سلامتشان به پزشکان ، برای تعلیم وتربیتشان به معلمان ، برای سرگرمی به تلویزیون وبرای معیشت خود به کار فرمایان متکی باشند .(گیدنز ،۱۳۷۶: ۴۷۰)
روستاهای ما که روزی صادر کننده محصولات کشاورزی ودامی به شهرها بودند امروزه مصرف کننده و وارد کننده این محصولات هستند . قنات هایی که با همت بلند گذشتگان با حداقل امکانات وبا اراده وپشتکار ایجاد گردیده اند . امروزه در سایه ی بی توجهی و کوتاهی نسل حاضر یکی پس از دیگری تخریب می شود .حال آنکه این ها شاهکارهای فرهنگی ومیراث فرهنگی و سرمایه ملی کشور هستند و حاکمیت ، باید به عنوان سرمایه ی ملی حفاظت آن را به عهده بگیرد .
اگر حکومت پهلوی با مدرنیزاسیون وارائه طرحهای همچون اصلاحات ارضی زمینه ی نابودی این تعاونی های سنتی را فراهم آورد .شایسته است که دولتمردان امروزی ما در جهت نهادمند کردن این شیوه های پسندیده در دروستاها اقدام کنند .چرا که بهتر از هر شیوه دیگری خواهد توانست پاسخگوی نیاز این مناطق باشد .

حاصل این آمد که یار جمع باش
همچو بتگر از حجر یاری تراش
زان که انبوهی وجمع کاروان
رهزنان را بشکند پشت وسنان     (مــولــوی)

[ آخرین تغییر: پنج‌شنبه، 4 اردیبهشت 1399، 10:29 عصر ]
 
عکس ابراهیم حقیقی
از ابراهیم حقیقی در پنج‌شنبه، 4 اردیبهشت 1399، 10:17 عصر
هر کس در دنیا

 هیزمی    (Hizomi )

ابراهیم حقیقی    آذرماه 1388

از سنت های نیکو و پسندیده ی گذشته که امروزه منسوخ شده است . سنت های مرتبط با مراسم ازدواج و ختنه (خنده سوری)و سایر مراسم و جشن های محلی بوده است . که در این جا به برخی از آن ها اشاره می کنم.
با توجه به این که در گذشته سوخت اصلی مردم روستا هیزم بوده است ، کمتر از نفت در این مناطق خبری بوده و تنها در این اواخر استفاده از نفت به عنوان سوخت برای طبخ غذا و سوخت استفاده می شد . به این دلیل وقتی مراسمی در پیش بود معمولاً یک هفته یا بیشتر مانده به مراسم مثلاً عروسی یک نفر از طرف خانواده عروس و یک نفر از طرف خانواده داماد با دستمالی از شیرینی به تک تک خانه های روستا مراجعه کرده و ضمن تعارف شیرینی آنان را از مراسم مطلع می کردند . البته افرادی که کام خود را با شیرینی خبر کننده شیرین می کردند معمولاً مقداری شیرینی روی شیرینی های او  می ریختند .
چند روز مانده به مراسم اعلام می شد که قرار است فردا برای آوردن هیزم به صحرا بروند. صبح روز موعود مردان روستا هر کدام با ریسمان و تبر و الاغ در یک منطقه گرد آمده جهت آوردن هیزم به صورت دسته جمعی راهی صحرا می شدند . وقتی افراد به اندازه بار یک الاغ هیزم جمع می کردند . آنها را با طناب به هم بسته و به اصطلاح محلی (خَرَکین) هیزم را روی الاغ بار گذاشته به سمت روستا حرکت می کردند . از نکات قابل توجه در این مراسم رقابت بین جوانان برای جلو افتادن از یکدیگر بوده است.
در این رقابت و تلاش هر فردی که از بقیه جلوتر بود در نزدیکی ورود به روستا مورد استقبال اهالی قرار می گرفت و بر روی بارِ اولین الاغ شال قرمزی می انداختند و این نشانه ی موفقیت او در این رقابت جمعی بوده است.که برای جوانان بسیار مهم بحساب می آمده چون در مراسم استقبال تعدادی زیادی از مردم بخصوص زنان و دختران حضور پیدا می کردند.
بدین ترتیب حجم نسبتاً زیادی هیزم وارد روستا می شد که برای برخی افراد سرشناس روستا از جمله روحانی روستا هم یکی دو بار می بردند و بقیه را هم جهت پخت نان به خانه صاحبان مجلس می بردند . و بخشی از هیزم ها را درشب عروسی در میدانی گذاشته و بعد از صرف شام هیزم را آتش زده و به جشن و پایکوبی می پرداختند و این هیزم ها در گذشته که روستا برق نداشته وسیله روشنایی مجلس هم بوده است.
بعد از این سنت پسندیده مردانه نوبت زنان بوده تا آستین همت بالا زده به کمک خانواده ی داماد وعروس رفته مقدمات پخت نان را فراهم کنند .از قبیل پاک کردن گندم های مراسم وبعد از آرد شدن آن در آسیاب روستا ( در گذشته در وسط روستا آسیابی آبی وجود داشته که امروزه بخش های مهم آن تخریب شده است) آرد خمیر شده وبا همیاری زنان به نان تبدیل وآماده مصرف در مراسم عروسی که معمولاً سه شبانه روز طول می کشید می گردید.
یکی از رسوم پسندیده در گذشته اداره ی امور محلی توسط خود مردم بوده که خود حاکی از استقلال مالی روستاها نسبت به حکومت مرکزی بوده است .لذا سهمی از عواید زراعت ومحصولات را به اقشار خاص از جمله « سید ، آخوند » یا ملّا می دادند و…. ( لمپتون ۱۳۶۲ :۶۰۶)

 
عکس ابراهیم حقیقی
از ابراهیم حقیقی در پنج‌شنبه، 4 اردیبهشت 1399، 10:11 عصر
هر کس در دنیا

 چَرخوک کُنی  (charkhook koni)

ابراهیم حقیقی  آذرماه 1388

چرخوک : نام وسیله ای است که برای جدا کردن پنبه دانه(پُندَنه pondana) از پنبه(پُمبه) مورد استفاده قرار می گرفته است.)
از ویژگی های روستاها در گذشته خود اتکایی روستائیان وتولید مایحتاج آنان توسط خودشان بوده است از جمله صنایعی که در روستای خانیک بصورت خانگی وجود داشته است بافندگی بوده است . که از هنر بانوان این روستا و سایر روستاهای منطقه و شاید کشور باشد. این صنعت هم شامل بافت پارچه های ابریشمی و هم پنبه ای و…بوده است. که در سایه همکاری ومساعدت سایر بانوان این مهم صورت می گرفته است. از آن جا که کلیه مراحل از تولید پنبه تا جداسازی پنبه دانه و تبدیل آن به نخ و بافندگی و تولید پارچه در روستا انجام می شده است .وقتی که یک فرد قصد بافت پارچه داشته اولین گام در تولید و البته کار خانم ها جداکردن پنبه دانه از وش پنبه و آماده کردن آن برای نختابی و ریسندگی بوده است. فرد موردنظر به سایرزنان روستا اطلاع داده که قصد « چرخوک کنی» دارد. بعد از غروب آفتاب زنان و دختران هر کدام چرخ (چرخوک) خود را آورده و در یک اتاق بزرگ دور تا دور چرخها را قرار داده و شروع به کار می کردند . البته این همیاری به نوعی با مراسم شاد و جشن مانند همراه بوده است. از آن جا که فقط خانم ها در این فعالیت شرکت داشته اند معمولاً به بیان خاطرات و افسانه و آواز خوانی پرداخته و تا صبح این فعالیت ادامه داشته و این شب را کسی نمی خوابیده و صبح پس از نماز صبح صاحب خانه با صبحانه ای از حاضرین پذیرایی کرده .بعد از آن هر کدام به منزل خود مراجعت می کردند و این کار در شبهای دیگر برای سایر افرادی که چنین قصدی داشتند صورت می گرفته است .
نکته ی قابل توجه در این فعالیت ها بهره بردن از نتایج کار گروهی که با نوعی هم افزایی همراه است. چرا که افراد وقتی در جمع هستند نیرو و توان کار و فعالیت آنان افزایش می یابد این که شب را تا صبح به کار خسته کننده جداسازی پنبه دانه از وش پنبه مشغول باشند. جز در پرتو کارگروهی و استفاده از مزایای آن که روان شناسان امروز به آن پی برده اند. امکان پذیر نیست .
چراکه در شرایط کار گروهی پدیده ی آزاد شدن نیروهای اضافی (دینا موژن Dynamogenis) پیش می آید.   (اتوکلاینرگ /۵۰۸٫۱۳۷۶)
این همیاری در سایر مراحل تولید پارچه از قبیل تبدیل پنبه به نخ ، رنگ آمیزی و نصب کارگاه بافندگی ، تنیدن نخها ، تنیدن تو (تُ بافی همان کارگاههای بافندگی خانگی است که نخ ابریشم را تبدیل به پارچه می کردند) و بافندگی، هم ادامه دارد.
مشابه این نوع همیاری را در سایر نقاط ایران از جمله یزد تحت عنوان (چرخ ریسان) می توان یافت که در حالی که هر یک از اعضای گروه برای خود می ریسیده است هر شب در خانه یکی از اعضای به سر برده بوسیله میزبان پذیرایی می شده اند . این پذیرایی دارای عوض بوده و در شبهای آینده توسط سایر اعضاء گروه جبران می شده است . بدین ترتیب کار چرخ ریسی که به تنهایی و به ویژه در شب مزاحم دیگران و بسیار یکنواخت و کسل کننده می باشد در بین گروه همکار و در میهمانی به یکی از نشاط آورترین کارها برای زنان چرخ ریس در می آمده است.(فرهادی – مجله نشر علوم اجتماعی – ش۵-ص۴۹)

 

 
عکس ابراهیم حقیقی
از ابراهیم حقیقی در پنج‌شنبه، 4 اردیبهشت 1399، 10:04 عصر
هر کس در دنیا
گٌمار                                   آذرماه 1388
(Gomaar)
 از دیگر تعاونی های سنتی در زمینه دامداری دراین روستا که مردانه است .گمار است .از آنجا که در روستا مردم به کشاورزی نیز مشغول هستند اگر قرار باشد هر فرد خود به تنهایی دامها را به چرا ببرد دیگر نمی تواند به سایر امور بپردازد . لذا با تشکیل گروههای همیاری در زمینه های کشاورزی و دامداری توانستند با برنامه ریزی وتقسیم کار به تمامی این فعالیت ها بپردازند .
درزمینه دامداری با توجه به این که هرفرد دامدار متناسب با تمکن مالی و توانایی هایش تعدادی دام دارد .براین اساس هر چند نفر تشکیل یک گروه داده دام های خود را به صورت مشترک به صحرا برای چَرا می برند .البته در برخی اوقات یک چوپان تمام وقت استخدام کرده ودر مقابل نگهداری وچُرای گوسفند در سال دستمزدی به او می دهند . ولی گاهی نیز وظیفه ی نگهداری گوسفندان وچَرای آنها به نوبت وبه صورت چرخشی بین اعضای یک گروه صورت می گیرد .که همانند سایر تعاونی های سنتی از قوانین خاصی پیروی می کند . افراد براساس تعداد دام هایی که در این گله دارند باید انجام وظیفه کنند . معمولاً به ازای هر ۱۰ رأس گوسفند فرد باید یک شبانه روز مسئولیت به صحرا بردن و نگهداری گله را به عهده بگیرد .
وقتی اعضای یک گروه مشخص شد در مراسمی با حضور همه ی اعضا نوبت افراد مشخص می شود .که معمولاً این کار به صورت قرعه کشی صورت می گیرد که در اصطلاح محلی ((رِق کردن )) (Regh)گفته می شود .هر کدام یک شی ء را که معمولاً ریگ های کوچک یا اشیاء کوچکی است برداشته ویک نفر بدون این که اطلاعی از ریگ های متعلق به هرفرد داشته باشد یکی پس از دیگری ریگ ها رابه نوبت گذاشته وبر این اساس نفر اول وآخر وسایر افراد با ترتیب مشخص می شوند ویک بار چرخش وظیفه نگهداری گله را یک دَور(dawr) می گویند .
شخصی که وظیفه نگهداری گله رابرعهده دارد وطبق زمان بندی خاصی دامها را به صحرا برده ودر مواقع خاصی باید دامها را جهت شیر دوشی به مکان های مشخص که معمولاً در کنارآبادی های اطراف روستا می باشد بیاورد .البته برنامه چَر‌‌‌ای دامها در فصول مختلف متفاوت است ودر زمستان دامها را شب ها در داخل غارهای حفر شده در دل کوه که در اصطلاح محلی به آن لُون ( Loon ) گفته می شود .نگهداری می کنند ( شکور زاده ، ۱۳۶۳ : ۵۹۶ ) درحالی که در بهار ، تابستان و پائیز معمولاً دامها را شب ها در صحرا و اکثر اوقات در دره های اطراف که به آن ، شیلَه (shila ) گفته می شود می خوابانند و صبح زود گله را حرکت داده تا قبل از گرم شدن هوا بتوانند از علوفه بیابان استفاده کنند .
لمپتون در کتاب مالک وزارع در ایران وجود این گونه تعاونی ها را در قسمت های مختلف ایران ذکر کرده است ومواردی که به دلیل عده ی کم حیوانات متعلق به یک یک دهقان غالباً آنها برای فرستادن آنها به چراگاه ترتیبی می دهند که براساس تعاونی قرار دارد وبه چوپانی که این کار را به عهده دارد از قرار هر رأس چهارپایی که به او سپرده شده مقدار معینی مزد می پردازند . ( لمپتون ، ۱۳۶۲: ۶۱۴).
[ آخرین تغییر: پنج‌شنبه، 4 اردیبهشت 1399، 10:04 عصر ]
 
هر کس در دنیا
به نام خدا
نگاهي به تحول خانواده در ايران وجهان و عوامل مؤثر بر آن
ابراهيم حقيقي    1383      
چكيده
خانواده به عنوان بنيادي ترين نهاد اجتماعي در همه جوامع،و در همه ي زمانها  داراى نقش، پايگاه و منزلت‏ خاص خود بوده است كه هم سلامت فرد و هم بقاي جامعه را تأمين مي كند.و در حيات اجتماعى مردم نقش و تأثيرى فراوان دارد. نهاد خانواده در طي تاريخ شاهد تحولات زيادي در ساختار و كاركردهايش بوده است. مثلاً در گذشته هاي دور  نظام خانوادگي پدر سالاري و متکي بر اصول مذهبي رايج در آن عصر بوده است  نه بر اساس علاقه و عاطفه . خانواده مجموعه اي بوده که اجداد و نياکان واحدي را مي پرستيدند به عبارت ديگر کساني که نياکان واحدي داشتند يک خانواده را تشکيل مي دادند .روابط خويشاوندي مقدم بر خواسته افراد بود و افراد حق انتخاب نداشتند. زنان از بسياري از حقوقي كه امروز ما براي زنان مي شناسيم محروم بودند. مردان علاوه بر اينکه رئيس خانواده بودند  از اختيارات نامحدودي برخوردار بودند. ولي به تدريج براثر تحولات اقتصادي، اجتماعي و سياسي و فكري، خانواده دچار تغييراتي شد.  روز به روز از حجم خانواده كاسته شده وخانواده ي گسترده جاي خود را به خانواده هسته اي داد. و كاركردهاي خانواده كاهش يافته نهادها و مؤسسات ديگر جامعه عهده­دار برخي از وظايف خانواده شدند.زنان در خانواده از موقعيت بهتري برخوردار شده و موقعيتي همپاي مردان يافتند. فرزندان نيز از حقوق و آزادي هاي بيشتري برخوردار گرديدند.پيوندهاي خويشاوندي به دليل جابجايي جغرافيايي فرد در جامعه شهري و استفاده از گروه هاي رسمي براي حل مسائل و مشكلات به جاي گروههاي خويشاوندي و سنتي، به دست آوردن پايگاه اكتسابي از طريق كار و تلاش و تحصيلات امروزه نسبت به گذشته كم رنگ تر شده و نفوذ خود را در برقراري پيوندهاي ازدواج از دست داده اند.هرچند در برخي از نقاط دنيا هنوز اشكال سنتي خانواده شامل خانواده هاي گسترده ، كلانها ، و چند همسري چندان تغييري نكرده اند  اما در بيشتر كشورهاي جهان سوم ، تغييرات گسترده اي در حال وقوع است. اين تحولات را در ايران هم مي توان ديد . گذز از خانواده گسترده به خانواده هسته اي ، تغيير در شيوه هاي ازدواج و همسرگزيني به عنوان مثال ممنوعيت ازدواج با محارم پس از ورود اسلام به ايران ، هويت بخشيدن به زنان و قائل شدن حق مالكيت و ... براي آن ها ، ايجاد دگرگوني در روابط زن و شوهر و والدين و فرزندان و ... از جمله تغييراتي است كه مي توان در خانواده ي ايراني مشاهده كرد.

كليد واژه ها:   خانواده ، خويشاوندي ، خانواده گسترده ، خانواده ي هسته اي ، پدر سالاري



مقدمه:

كمتر انساني را پيدا مي كنيم كه تجربه ي زندگي گروهي نداشته باشد. زندگي گروهي را برخي از فلاسفه ذاتي و فطري دانسته و جامعه شناسان نيز بر ضرورت زندگي اجتماعي براي ارضاء نيازها تأكيد كرده اند.لذا انسانها بيشتر عمرشان را در گروهها زندگي كرده يا بنحوي از آن متأثر اند. حتي اگر خودشان هم به اين امر واقف نباشند .
اولين گروهي كه فرد از آنجا به اين جهان پا مي گذارد خانواده است . وهر فرد معمولي تقريباٌ تمام يا بخش اعظم عمر خود را در خانواده مي گذراند.زماني به عنوان فرزند و زماني به عنوان همسر. با توجه به اهميت بسيار زيادآن  خانواده و ازدواج از مباحث مورد توجه در جامعه شناسي مي باشد.
در اين مقاله پس از ارائه ي چند تعريف از خانواده اهميت اين نهاد و نقش اساسي آن در زندگي فردي و اجتماعي  و كاركردهاي عمده ي آن از ديدگاههاي مختلف مورد بررسي قرارگرفته است . آنگاه به تحول خانواده در جهان بويژه اروپا وچگونگي و دلايل اين تغيير اشاره شده است . و در ادامه به تاريخچه ي تحولات خانواده در ايران از دوران باستان تا به امروز و عوامل دخيل در اين تغييرات در هر كدام از اين مراحل به طور گذرا توجه شده است .
تعريف خانواده
      اصطلاح خانواده گاه  به گروهي از افرادي كه روابط « زن وشوهري » ، يا « پدر ومادر – فرزندي »  ميانشان وجود دارد اطلاق مي شود وگاه مفهومي از يك گروه اجتماعي محدود را در بر دارد كه افرادش با روابط گوناگوني ، كه لزوماً روابط خويشاوندي نيست به يكديگر مر بوطند .
    خانواده زن وشوهري يا هسته اي – شامل پدر و مادر و فرزندان – بر اساس ازدواج به وجود مي آيد و داراي و ظايف عاطفي ،مذهبي ،تربيتي ،جنسي و...است و مشخصه آن روابط ميان پدر و مادر ، والدين و فرزندان و خواهران و برادران است .(جمشيد بهنام ، 1350 ، ص 5 )
خانواده به مفهوم محدود آن عبارت است از يك واحد اجتماعى، ناشى از ازدواج يك زن و يك مرد كه فرزندان پديد آمده از آنان خانواده را تكميل مى كند. تعريف ديگرى، خانواده را گروهى از افرادمى داند كه از راه خون ، زناشويي و يا فرزند پذيري با يكديگر ارتباط مي يابند و طي يك دوره ي زماني نامشخص ،باهم زندگي مي كنند.(بروس كوئن، 1378،ص127) آنتوني گيدنز جامعه شناس انگليسي نيز خانواده را گروهي از افراد مي داند كه با ارتباطات خويشاوندي مستقيماً پيوند يافته اند،و اعضاي بزرگسال آن مسئوليت مراقبت از كودكان را برعهده دارند. پيوندهاي خويشاوندي ارتباطات ميان افراد است كه يا از طريق ازدواج برقرار گرديده اند ، يا از طريق تبار كه خويشاوندان خوني (مادران ، پدران ، فرزندان ديگر ، پدربزرگها و غيره )را با يكديگر مرتبط مي سازد. و ازدواج عبارت است از پيوند جنسي از نظر اجتماعي به رسميت شناخته شده و پسنديده بين دو نفر بزرگسال. (آنتوني گيدنز،1383،ص424)
اسلام خانواده را گروهى متشكل از افراد، داراى شخصيت مدنى، حقوقى و معنوى معرفى مى كند كه هسته اوليه آن را ازدواج مشروع زن و مردى تشكيل مى دهند و نكاح عقدى است كه براساس آن رابطه زوجيت بين زن و مرد برقرار مى شود و در آن طرفين داراى وظايف و حقوق جديد مى شوند. ارتباط خويشاوندى در سايه نكاح پديد مى آيد و اعضاى آن روابط قانونى، اخلاقى و عاطفى دارند.
اساس تشكيل آن اين است كه زن و مردى مى كوشند اراده خود را بر تأسيس آن و قبول تكاليفى كه شرع براى آنها معين كرده است، محقق سازند. بر اين اساس خانواده يك تأسيس حقوقى به حساب خواهد آمد كه اعضاى آن با رشته خونى با هم پيوند پيدا مى كنند. جامعه شناسان خانواده را يك پديده تاريخى مى دانند كه از اجتماع كلى جدا نيست. واحدى است اجتماعى كه در عين حال خصايص يك نهاد و يك گروه را واجد است.                                                                                                                                          
وظايف و كاركردهاي  خانواده:
خانواده عهده دار وظايف مهم و فوق العاده اى است كه اهم آن عبارت اند از:
ـ تنظيم رفتار جنسي و زاد و ولد  
ـ مراقبت و محافظت از كودكان، ناتوانان و سالمندان
ـ اجتماعي كردن فرزندان
ـ تثبيت جايگاه و منزلت اجتماعي
‌ــ فراهم آوردن امنيت اقتصادي(بروس كوئن،1378 ص131)
نقش و اهميت خانواده:
خانواده بستري است كه در آن فرد رشد يافته و از موجودي ضعيف و ناتوان به انساني با شخصيت تبديل مي شود.  چرا كه خانواده نخستين محيط اجتماعي است كه فرد در آن قرار مي گيرد. و والدين  و اطرافيان كودك نخستين انسانهايي هستند كه با وي ارتباط برقرار مي كنند. با توجه به اهميت اساسي اين دوران در يادگيري _العلم في الصغر كاالنقش في الحجر_ بسياري از اعمال ، انديشه ها ، احساسات و جهت گيريهاي فرد در بزرگسالي ريشه در خانواده  و دوران كودكي او دارد.
 در طول تاريخ تلاش هاي زيادي براي حذف خانواده صورت گرفته است  حتي جوامعي نيز سعي در از ميان برداشتن ضرورت مقررات قانوني و مذهبي ازدواج را داشتند. ولي بزودي به مشكلات و پيامدهاي اين طرز زندگي زناشويي واقف گشته و بتدريج مجبور شدند به عمل ازدواج جنبه ي قانوني داده و مقررات جديدي را براي حفظ خانواده بعنوان سلول زندگي اجتماعي مورد توجه قرار دهند.(منصور وثوقي ،ص122)
نهاد خانواده در همه جوامع، از مذهبى و غير مذهبى پذيرفته شده و در جوامع گوناگون داراى نقش، پايگاه و منزلت‏هاى گوناگون است و در حيات اجتماعى مردم نقش و تأثيرى فراوان دارد. خانواده هسته اول همه سازمانها و نهادهاى اجتماعى است همه نقش هاى مربوط به ايجاد تمدن و انتقال مواريث و رشد و شكوفايى انسانيت به آن مربوط مى شود و نيز همه سنت ها، عقايد و آداب ويژگى هاى فردى و اجتماعى از طريق خانواده به نسل جديد انتقال مى يابد.
در اسلام بنيادي ترين واحد جامعه خانواده است واهميت ويژه­اي به خانواده داده شده و مايه آرامش انسانها دانسته شده است.-ومن اياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة-يعني يكي از نشانه هاي او اينست كه از خود شما براي شما همسر آفريد تا با او آرام گيريد وميان شما مهر و محبت قرار داد.(سوره روم آيه 21)
در جهان بيني اسلامي براي تمامي نيازها و غرايز انساني راهکاري در نظر گرفته شده است .در اين باره مي توان گفت مسأله ازدواج بهترين راهکار براي يکي از اين غرايز انساني  است که از ديدگاه اسلامي اهميت بسياري دارد. بهترين زمان براي  ازدواج از ديدگاه اسلام دوره جواني  است زيرا براي شروع به هر کاري دوره اي مناسب است و مناسب ترين دوره براي ازدواج دوره جواني است .به همين دليل است که سعدي مي گويد: اي کاش در جواني مي دانستم و در پيري مي توانستم.
روح لطيف انسان همانند جسم او داراي نيازهايي است که در صورت تأمين آن ها به تکامل واقعي خواهد رسيد. به همين دليل محبوب ترين چيز نزد خداي تعالي مسأله ازدواج است؛ تا آنجا که حضرت رسول مي فرمايد: "النکاح سنتي و مَن رَغَبَ عَن سُنَتي فَلَيس مِني" و امام صادق نيز  مي فرمايد: "مِن اخلاق الانبياء حُب النساء." دوست داشتن زنان از اخلاق پيامبران است.
مسأله زوجيت در قرآن کريم ، حتي براي اشيا نيز مطرح شده است ، خداوند در اين باره مي فرمايند : "مِن کُل شيءٍ خلقنا زوجٍ." يعني مسأله زوجيت  فقط در مورد انسان ها و يا ساير موجودات نيست بلکه براي اشيا نيز اين مسأله صدق مي کند .
 دلايل اهميت خانواده در اسلام
1) مسأله توليد مثل: اصولاً راز بقاي موجودات و انسان ها در طبيعت ، تقويت غريزه جنسي است .
2) مسأله کسب استقلال: هنگامي که جواني ازدواج مي کند و جامعه کوچکي را به نام خانواده تشکيل مي دهد ،در واقع احساس استقلال مي کند و اين احساس استقلال، موجب آرامش نفس مي شود که در بالندگي و تکامل فرد و جامعه بسيار مؤثر است.
3) حفظ عفت و مصونيت از گناه: در حديث آمده است نيمي از دين جوان با ازدواج حاصل مي شود و نيم ديگر آن با تقوا، بنابراين ازدواج از دين انسان حفاظت مي کند به همين دليل بايد به آن اهميت داده شود. اکثر بزهکاران  اجتماع، افراد مجرد هستند.
معصوم (ع)در حديث ديگري مي فرمايد: اکثر اهل جهنم از غير متأهلين هستند؛ يعني افراد متأهل کمتر به سراغ گناه و خلاف مي روند.
4) ايجاد آرامش و تأمين اجتماعي: تمامي برنامه ها و اقدامات توسعه يک کشوردر چارچوب امنيت، مفهوم مي يابد . حتي بهره برداري از آزادي ها نيز در پناه امنيت، امکان پذير است. عدم امنيت مانع سازندگي مي شود. در اثر ازدواج امنيت اجتماعي  ايجاد مي شود، زيرا هنگامي که فرد ازدواج مي کند با مسائلي چون تربيت فرزندان و ساير شئون زندگي خانوادگي در گير مي شود به همين دليل کمتر به سوي اعمال بزهکارانه مي رود ،اعمالي که موجب سلب امنيت فرد و اجتماع  مي شوند .
بنابراين روي گرداني از سنت الهي موجب زوال پيوند اجتماعي و سقوط جامعه مي گردد ، پس بايد هر چه زودتر و بيشتر زمينه هاي روحي مناسب را براي جوانان فراهم کرد،زيرا ميثاق ازدواج، مقدس ترين ميثاق بشري است.(www.irib.ir/tv)


خانواده در قانون اساسي
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز با الهام از تعاليم اسلامي  بر اهميت و قداست خانواده و تحكيم آن تأكيد دارد.بر اساس اصل دهم قانون اساسي: ‹از آنجا كه خانواده واحد بنيادي جامعه اسلامي است ، همه ي قوانين و مقررات و برنامه ريزي هاي مربوط بايد در جهت آسان كردن تشكيل خانواده ، پاسداري از قداست آن و استواري روابط خانوادگي برپايه ي حقوق و اخلاق اسلامي باشد.›(حسن ملكي، 1372،ص24)
جامعه متشكل از خانواده هاست، مختصات آن از طريق روابط خانوادگى قابل توصيف است. اثر وجودى مفيد و يا زيانبخش آن، به جامعه هم مى رسد. ساخت و مشى آن در سكون يا اضطراب جامعه مؤثر است. انگيزه اعضايش در انگيزه هاى اجتماع تأثير مى گذارد. چگونگى مشى و سبك زندگى آن در اخلاق جامعه و در صحت يا بيمارى آن نقشى مؤثر دارد.)
در ادبيات فارسي و آثار شاعران و نويسندگان بزرگ ايراني هم به عشق و زناشويي و اهميت خانواده توجه خاصي شده است . بعنوان مثال فردوسي جامعه انساني و قوام و پايداري آن را بر اساس مهر و محبت و برگزيدن همسر وتشكيل خانواده اي پاك و لذت بردن از زيبايي ها و خوشي هاي زندگي به وجهي معتدل و متين استوار مي داند، و زناشويي اين شرط لازم و اجتناب ناپذير بقاي نوع انساني را به شيوه اي خردگرايانه طرح و بررسي مي كند:
جهان را فزايش ز جفـت آفريد                   كه از يك فـزوني نيايد پديـد
يكـي نيست جز داور كـردگـار                  كه او را نه انباز و نه جفت و يار
هر آنچه آفريدست جفت آفريد                 گـشاده ز راز نـهفت آفـــ‌ريد
اگر نيستي جفت انـدر جهــان                  بمانـدي توانايـي اندر نـهان     (علي اكبر ترابي ،1376،ص31)
مولوي نيز عشق و محبت را را اصل و اساس اتحاد زن و مرد دانسته كه بقاي نسل انساني را به دنبال دارد .
ميل اندر مرد و زن حق زان نهـاد                تا بقـا يابد جهـان زيـن اتـحاد   

تحول خانواده
الف: تحول خانواده در جهان
خانواده در روم قديم
 تابع اصول مذهبي بوده و هر خانواده ، خدايان بخصوصي داشته ،
اعضاي خانواده علاوه برزنان متعدد ، غلامان و کنيزان  و بندگان نيز بودند و مجموعه اين افراد ، خانواده در روم قديم را تشکيل مي دادند .
خويشاوندي در تمدن روم قديم فقط در ميان مردان معنا داشت و درميان  زنان اصلاً معنايي مردان علاوه بر اينکه رئيس خانواده بودند بلکه پس از مرگ نيز به عنوان خداي خانواده مورد پرستش و عبادت قرار مي گرفتند .نداشت و قرابت به صورت همخوني بوده است ، قرابت حقوقي بين آنها برقرار نبوده است .
بنابر اين نظام خانوادگي پدر سالاري بوده و متکي بر اصول مذهبي رايج در عصر آنها بوده است .
 خانواده در يونان قديم
خانواده در يونان قديم بر اساس مذهب بوده نه بر اساس علاقه و عاطفه . خانواده مجموعه اي بوده که اجداد و نياکان واحدي را مي پرستيدند به عبارت ديگر کساني که نياکان واحدي داشتند يک خانواده را تشکيل مي دادند . گسترش خانواده فقط با اولاد ذکور بوده و در نتيجه زناني که عقيم يا دختر زا بودند به شدت از خانواده طرد مي شدند . نتيجه چنين تفکري در جامعه، رواج فرزند خواندگي بوده است .نظام خانوادگي پدر سالاري بوده است.(پودمان حقوق خانواده،شبكه آموزش سيماي جمهوري اسلامي www.irib.ir/tv)
خانواده در اروپا
نهاد خانواده در سطح جهانی تحت تاثير تحولات اجتماعی دهه­های گذشته با تغييرات، چالشها، مسايل و نيازهای جديد و متنوع شدن نظامهای خانواده مواجه شده است. پاره­ای از اين تحولات موجب تزلزل و ناپايداری موقعيت خانواده شده است، کاهش سطح تمايل ازدواج، افزايش آمار جدايي و طلاق و شکل­گيری روابط نابسامان از جمله آثار آسيب­ديدگی خانواده جوامع امروزی است
يكي از مورخين به نام لارنس استون در بررسي تحول خانواده قرون وسطايي در يك دوره سيصد ساله(1500 الي 1800ميلادي) سه مرحله اصلي را تشخيص داده است:
    1. خانواده دودماني باز: در اوايل دوره و صدها سال پيش از آن شكل مسلط خانواده بود . اين خانواده نوعي خانواده ­ي هسته­اي بود ، كه در خانه­ي نسبتاً كوچكي زندگي مي كرد،اما عميقاً با روابط اجتماعي محلي ، ازجمله روابط با خويشاوندان ديگر احاطه گرديده بود. خانواده به وضوح از اجتماع محلي جدا نبود .افراد آن از صميميتهاي عاطفي كه كه ما امروز جزء زندگي خانوادگي مي دانيم بهره مند نبودند و يا در جستجوي آن نبودند. رابطه ي جنسي در زندگي زناشويي به عنوان منبع لذت تلقي نمي گرديد، بلكه به عنوان امري لازم براي به دنيا آوردن فرزندان در نظر گرفته مي شد.انتخاب افراد تابع علايق ديگران مانند پدر و مادر ، خويشاوندان  نزديك يا اجتماع محلي بود. علماي اخلاق و عالمان مذهبي عشق جنسي يا رمانتيك را خارج از محافل اشرافي بيماري مي دانستند.امكان مداخله در خانواده از خارج بسيار زياد بود و هيچ مطلب خصوصي و محرمانه ي داخلي وجود نداشت . بنا بر اين خانواده نهادي باز ، رام شده و مطيع ، غير عاطفي  اقتدارگرا بود
    2. خانواده ي پدر سالاري محدود: اين شكل خانواده كه تا اندازه ي زيادي به طبقات بالاي جامعه محدود مي گرديد، نوعي خانواده انتقالي است . در اين مرحله خانواده ي هسته اي به صورت واحدي مجزاتر ، جدا از پيوندهايش با خويشاوندان ديگر و با اجتماع محلي در آمد.اين مرحله از تحول خانواده با تأكيد فزاينده اي بر اهميت عشق در روابط زناشويي و پدر و مادري همراه بود، اكر چه قدرت اقتدارگرايانه ي پدران نيز افزايش يافت.
    3. خانواده ي هسته اي محدود: گروهي كه با رشته هاي عاطفي و نزديك پيوند يافته ، به ميزان زيادي از خلوت خصوصي خانگي برخوردار است و تمام توجه خود را به پرورش كودكان معطوف مي سازد. تشكيل پيوند هاي زناشويي بر پايه ي گزينش شخصي وعشق رمانتيك و مهرورزي است و انتخاب همسر بر پايه ي تمايل به رابطه اي كه محبت يا عشق ارائه كند ،نهاده شد .اين خانواده كه در آغاز در ميان گروههاي مرفه پديد آمد ، به تريج با گسترش صنعتي شدن در كشور هاي غربي كم وبيش عموميت پيدا كرد . (آنتوني گيذنز ، 1383 ص430-429)
هر چند در برخي از نواحي مانند مناطق دور دست آسيا ، آفريقا يا اقيانوس آرام شكلهاي سنتي خانواده شامل خانواده هاي گسترده ، كلانها ، و چند همسري چندان تغييري نكرده اند  اما در بيشتر كشورهاي جهان سوم ، تغييرات گسترده اي در حال وقوع است.
مهمترين تغييراتي كه هم اكنون در سراسر جهان رخ  مي دهند عبارتند از:
    1. كلانها و ديگر گروههاي خويشاوندي به هم پيوسته نفوذ خود را از دست مي دهند.
    2. روندي كلي در جهت انتخاب آزادانه ي همسر مشاهده مي شود.اگر چه به هيچ وجه همبستگي كاملي وجود ندارد ، اما خانواده ي گسترده معمولاً با ازدواجهاي تنظيم شده ربط دارند. تأكيد بر  انديشه ي فردگرايي غربي و عشق رمانتيك و عوامل ديگر سبب تضعيف نظام هاي خانواده گسترده و محدود كردن ازدواج هاي تنظيم شده گرديده است . و اغلب جوانان خواهان حق انتخاب شريك زناشويي خود هستند.
    3. حقوق زنان ، هم از نظر حق انتخاب در ازدواج و هم تصميم گيري در خانواده بيش از پيش به رسميت شناخته مي شود. ميزان زيادتر اشتغال زنان در خارج از خانه ، همراه با آسان تر شدن طلاق ، با اين تغييرات در ارتباط هستند.
    4. كاهش نقش گروه خويشاوندي به عنوان عامل سازمان دهنده ي  تشكيل روابط زناشويي. بيشتر ازدواج ها در فرهنگهاي سنتي ‌« ازدواجهاي خويشاوندي » بود . از افراد انتظار مي رفت ، يا مجبور بودند با شريك زناشويي انتخاب شده از ميان  افراد خاصي، كه به وسيله ي روابط خويشاوندي معين مي شد ، ازدواج كنند.
    5. آزادي جنسي در جوامعي كه بسيار سختگير بودند بيشتر رواج مي يابد. گاهي اين فرايند پيشرفت زيادي نكرده است ، و تغييراتي در جهت معكوس نيز رخ داده است ، مانند آنچه به دنبال انقلاب اسلامي در ايران رخ داده است.
    6. روندي كلي درجهت گسترش حقوق كودكان وجود دارد. و بيشتر حكومتها  چارچوبهاي قانوني براي حمايت از كودكان ايجاد كرده اند. اگر چه راه درازي در پيش است تا اين قوانين عموميت پيدا كنند.
ب: تحول خانواده در ايران
    1. خانواده قبل از اسلام
الف:تطور خانواده ايراني پيش از ساسانيان
     ايرانيان در سر آغازبه تيره هايي بخش مي شدند.چندي  ديگر،اين گرو ه ها منشأ خانواده ها و قبيله ها گشتند . بدين گونه سلسله مراتبي از مردم به شكل هرم بند بازان پديد آمدكه خانواده هسته مركزي آن بود .اين خانواده ابتدايي ، يكسره روح پدر سالاري داشت و اقتدار پدر ،در آن ميان ،بي حد و حصر بود .يگانه نكته اي كه هست ،اين است كه تطور اين نخستين گروه خانوادگي كه زاده بي فصل تيره است ، به تأني صورت گرفت .
   خانواده بزرگ كهنترين نمونه نوعي است كه مي شناسيم . تركيب آن از اين قرار است :در ملكي موروث كه قابل انتقال نيست ، پدر و مادر و فرزندان و نوادگان و برادران و خواهران  و عروسان و دامادان و           عموزادگان و عمه زادگان و دايي زادگان و خاله زادگان و بستگان ديگر ، و خلاصه همه را زير نظر رئيسي واحد ،در پيرامون اجاقي واحد و براي برگزاري آئيني واحد و پرستشي  واحد در زير سقفي واحد گرد          مي آورد . اين گروه ، گروهي است كه از تيره پديد آمده است . در مقابل ، تركيب گروه ساساني ،گروه قرن ششم ميلادي ، با نمونه اي مطابقت دارد كه تحول و تكاملي بيشتر يافته است ، چنين مي نمايد كه خانواده اين دوره با پدرو مادر و فرزندان حجمي بسيار كمتر از حجم نمونه تيره اي خود دارد ،مي توان گفت كه آن وقت به ساده ترين صورت خويش در آمده است .( مظاهري، ص 5  )
تحول و تبدل اقتصادي ايران در عهد هخامنشي دگرگوني ديگري در بنيان خانواده به بار آورد . تا وقتي كه ثروت ايرانيان عبارت از گله و اراضي و املاك بود ، ميراث خانواده تقسيم ناپذير ماند ، اما همين كه پول و مال منقول پيدا شد ، مال فردي بر تملك گروهي غلبه يافت و اگر چه تقسيم همه ي دارايي پذيرفته نشد، دست كم تقسيم قسمتي از ميراث كه « نقد » بود ، پذيرفته شد.و بديهي است كه خانواده در چنين نظامي انقسام مي پذيرد و تكثير پيدا مي كند و گروه پرحجم به چندين خانواده ي كوچك تقسٌم مي يابد. (مظاهري ، ص 11)
ب:تحول خانواده ايراني در عهد ساسانيان
    گروهي كه بي فصل ، از تيره سر چشمه گرفته بود اعضاء بسياري در بر داشت .داراي حجمي بسيار سخت سازمان يافته و يكسره پدر سالاري بود . رئيس گروه همه گونه قدرت واختيار داشت .و بر زنان و فرزندان و همه ي خدم خانواده ي خود مسلط بود.حق قضاء خانوادگي و ولايت خانواده ، حتي حق متهم و محكوم شناختن آن عده از پسرانش را هم كه هر كدام براي خودشان پدر خانواده بودند ، به او ارزاني مي داشت . اختيار كشتن ، به بردگي فروختن ، از خود ندانستن ، شكنجه دادن و رها كردن و سر راه گذاشتن و ... زنان و فرزندانش را به او مي داد.( مظاهري ،ص12)
    ناگفته پيداست كه چنين خانواده اي اعضاي بسياري در بر داشت . اما پيوند هاي اين افراد و اعضا با همديگر به يك سان نبود .در ميا نشان كساني پيدا مي شدند كه خويشان نزديك نبانزدشته- nabanazdista- بودند و كساني پيدامي شدند كه خويشاوندان ساده اي بيش نبودند و نافيه – nafya- خوانده مي شدند .گروه نخست به مفهوم اخص پدر ومادر و فرزندان و بردران و خواهران برادران و خواهران پدر و مادر ،و بچه ها و نوه ها را در برمي گرفت. بدين سان خانواده باستاني هر چه كوچك مي بود خويشان و بستگان بسياري در بر داشت كه همه شان نيايشي مشترك به جا مي آورند ومعاش خودشان را تا اندازه اي از ملكي فراهم مي آورند كه آن هم مشترك بود  .اما ساده ترين نمونه ي خانواده ي ايراني در دوره ي پيش از اسلام ، نمونه اي كه جز پدر و مادر و فرزندان چيزي در بر ندارد ، نخستين بار در حدود هزار سال پس از آن تاريخ ، در قرن ششم ميلادي در گرماگرم سلطنت ساسانيان پديدار مي شود.
     در واقع خانواده ايراني در آن دوره در مرحله بسيار پيشرفته اي از تحول خود بود .واين دگرگوني حجم خود را مديون چند عامل پيشرفت اقتصادي و سياسي و اجتماعي است .
تحول كلي اجتماع ايراني در جهت آزادي فرد، قدرت پدر خانواده را در  آغوش گروه خانوادگي كاهش مي دهد و به عكس مايه ي افزايش قدرت زيردستان پدر خانواده مي شود . زن بدين گونه ، در كانون خانواده بيشتر از پيش همپايه ي مرد (شوهر )مي شود، در صورتي كه بچه ها كم كم از استبداد پدر آزاد مي شوند.
     پيش از هر چيز ،خانواده اين امتياز هاي تازه را مديون آيين زردتشت است كه انديشه هايش در باره خانواده آرماني از قرن سوم ميلادي به عنوان اسوه هر سازمان خانوادگي بر گردن ايرانيان گذاشته شد.
مذهب زردشت زن را در عروج به بلندترين مقامها ياري مي دهد . آذرنرسه پسر هرمز دوم زنش را شريك تخت و تاج پدشاهي مي كند . و شاهپور كه به سال 310تاج بر سر نهاد همين كار را با زن خويش صورت مي دهد . نقش همسر ورهران دوم ـ بهرام دوم ـ ، تاج بر سر ، در كنار شوهرش ، به روي سكه ها ، ديده مي شود . بيوه ي  ورهران پنجم ، مادر هرمز سكستاني و كسي كه بعداً  «پيروز اول »خوانده شد ، ازسال  457 تا سال 459 به سمت ملكه ي بامبشنان بامبشن بر ايران پادشاهي مي كند.مادر شاهپور دوم ، تا روزي كه پسرش به سن رشد برسد ، نيابت سلطنت را بر عهده مي گيرد. وچندي ديگر بوران و آزرميگ دخت بر ايران پادشاهي مي كنند.(مظاهري، ص 15)
 از سوي ديگر ، خانواده ايراني در اين زمينه مديون عوامل ديگري چون پيشرفت اقتصادي و پيشرفت معنوي است كه از اواخر قرن پنجم تحقق پذيرفته بود . همه اين علل و اسباب به وجهي كم و بيش مستقيم ،مايه آن شد كه خانواده ايراني سرانجام پاي در اين راه نو بگذارد.
    در دوره پادشاهي دو خسرو ،دگر گوني ها ي ديگري هم به وقوع پيوست كه باعث  تقليل حجم گروه خانوادگي شد . ملايمت و نرمي آيين زردشت يكي از عواملي است كه در اين دگرگوني ها را پديد آورد .    تبدل اقتصادي دومين عاملي است كه باعث تقليل حجم گروه شد .   پس در قرن خسرو بزرگ است كه خانواده ايراني سرانجام جريان عادي تغيير شكل خود را از سر مي گيرد و توجه به اصالت فرد – انديويدواليسم individualisme -  كه مدتي دراز به علت رخوت و ركودي در اقتصاد كه آن نيز زاده تهاجم هاي بالكانيها بود به تأخير افتاد ه بود كم كم نمايان مي شود . اين دوره كه برهه تغيير جهتي در تاريخ بود به تأخير افتاده بود ،كم كم نمايان مي شود اين دوره كه برهه تغيير جهتي در تاريخ دنيا و بويژه در تاريخ سرزمين ايران آن روزگار است از همين رهگذر در تحول خانواده تأثير بسيار داشت .
      گروه خانوادگي روستايي كه پابسته زمين موروث بود ،از آن زمان جاي خود را به خانواده شهر نشين يا به گروهي مي داد و بس كه از آن پس ميراثي انتقال پذير داشت . (مظاهري، ص19 )
    2. خانواده بعد از اسلام
در ايران بعد از اسلام اقتصاد مبتنى بر كشاورزى، نقش مهمى را ايفا مى‏كرد; لذا خانواده همچنان نقش مؤثرى را در توليد فلاحتى و صنعتى به عهده داشت.
افراد خانواده تحت‏سرپرستى پدر يا رئيس خانواده - كه مسؤول تامين نيازهاى خانواده بود در كشتزارها و كارگاههاى خانگى كار مى‏كردند; در حالى كه دستورات اسلام در مورد حقوق زن يك تحول جدى در پايگاه اجتماعى زنان ايجاد كرده بود.
گسترش روز افزون كشاورزى و دامپرورى كه مستلزم كار گروهى بود، وسعت‏خانواده را لازم مى‏ساخت. اين كار با نگهدارى فرزندان حتى پس از ازدواج و بوسيله رسم تعدد زوجات - كه البته اسلام آن را محدود كرده بود - ادامه يافت.
در اين دوره، افراد خانواده كه به ده تا سى نفر مى‏رسيدند در يك جا زندگى مى‏كردند و در زمينى اجاره‏اى يا زمينى كه ملك همه آنها بود، با هم زراعت و محصول را به تناسب ميان خود تقسيم مى‏كردند. نقش مؤثر اعضاى خانواده در توليد فلاحتى سبب حمايت‏خانواده از زناشوئى مى‏شد. بنابراين جوانان از «همسرگزينى‏» بيمى نداشتند و بآسانى تن به قيد تاهل مى‏دادند. با آغاز دوران اسلامى، صورت افراطى ازدواج بين خويشاوندان بتدريج محدود شد و ازدواج پدر و دختر، مادر و پسر و يا برادر و خواهر تحريم و ازدواج با افراد خارج از دايره بسته خانواده تشويق گرديد و اين عامل سبب رواج نوعى احساس همبستگى انسانى و جلوگيرى از رشد بى‏رويه خون‏پرستى و اريستوكراسى شد.
رسم تعدد زوجات كه قبل از ظهور اسلام در ميان تمام افراد شرقى از جمله يهود، عرب و ايرانى شايع بود، بشرط محدوديت، مورد قبول اسلام قرار گرفت. در صدر اسلام نظام اصيل اسلامى بر جامعه حاكم بود و زنان در امور مربوط به زندگى اجتماعى و حتى سياسى جامعه نقش مهمى را ايفا مى‏كردند. (نگرش بر سير تاريخى و تطبيقى موقعيت زنان در ايران :فائزه عظيم‏زاده اردبيلى ، نشريه نداي صادق شماره 19 )
   تحول خانواده در دوران جديد با صنعتي شدن اروپا ي غربي آغاز شد . سنتهاي ديرپا رو به زوال رفت و بر اساس حقوق اجتماعي تازه،كه نتيجه انقلابات فكري قرن جديد بود ،شكل هاي نوي از خانواده پديد آمد. (جمشيد بهنام ، 1350، ص 4 )
    حقوق جديد خانواده نسبت به اين تحول خيلي ديرتر تغيير يافت ،خصوصاًكه در نظر بسياري از افراد در قرن نوزدهم – و حتي اوايل قرن بيتسم – خانواده نهادي بود كه دورانش بسر آمده بود.
 دلايل اصلي تحول خانواده عبارت بودند از تغيير خصو صيات شكل توليد و بهره برداري ، تحرك نيروي كار، افزايش فعاليت هاي نوع دوم و سوم (صنايع و خدمات )، بالا رفتن سطح مصرف و استفاده از كالاها و خدمات تازه مصرفي . اين دگرگوني ها موجب شد كه مسئو ليت هاي جمعي و عمومي جانشين مسئو ليت هاي خانوادگي شوند ، فرد خود را متعلق به جامعه بداند و خانواده نقش حمايت كننده خود را از دست بدهد . اين تقسيم جديد نقش ها باعث تغييراتي در شخصيت  افراد شد و شكل خانواده جديد را دگرگون ساخت .
    همه دگرگوني هاي اجتماعي امروزي بر خانواده و نقش افراد آن تأثير مي گذارد و در مقابل تغييراتي كه  در نقش هاي خانوادگي تحت تأثيرات ايدئولوژيك انجام مي گيرد در زندگي اقتصادي جامعه موثر است .
دگرگوني خانواده ي ايراني در قرن اخير آرام و كند اما مستمر و قاطع بوده است . زماني دراز شكلي از خانواده در اين سرزمين وجود داشت كه جامعه شناسان آن را به اصطلاح كلي «خانواده ي گسترده» وصف كرده اند.خانواده اي بود بر اساس شرايع اسلامي و سنت هاي ايراني .ومذهب ، سنت  و شيوه ي توليد اقتصادي جوامع كشاورزي مباني آن را تشكيل مي داد. اين خانواده بر اساس  «پدر تباري» ، «پدر مكاني » و « اولويت جنس مذكر » استوار بود و سازمان مرتبي داشت كه زير نظر پدر اداره مي شد. خانواده واحد توليد و مصرف بود .منزلت اجتماعي زن ناچيز بود و به فرزند آوردن و انجام كارهاي خانگي و گاهي كشاورزي و نساجي محدود مي شد. فرزندان نام و نشان از پدر مي بردند و سراي خانوادگي نسل هاي مختلف را در خود جاي مي داد و پاسدار سنت ها بود .مقررات ازدواج و طلاق و ارث و نگهداري فرزندان بر اساس فقه اسلامي استوار بود و روابط افراد خانواده بر سلسله مراتبي مبتني بود كه همه قبول داشتند.
برخورد با تمدن صنعتي غرب ونتايج آن كه عبارت از تغييرات ساخت اقتصادي جامعه ، رواج شهرنشيني ، و دخالت دولت باشد ، موجب تغييرات عمده در اين شكل از خانواده و خصوصاً شكل شهري آن شده است .
نفوذ تمدن غرب كه گاهي صورت تقليد بدون قيد و شرط به خود مي گيرد بيش از همه در روابط زن و مرد وپدران و فرزندان به چشم مي خورد. و زن به عنوان همدم و همكار مرد پذيرفته شده است
مدرسه به كمك خانواده آمده وگاه تعاليم آن با تعاليم خانواده تضاد پيدا كرده است.تغييرات اجتماعي روز به روز سريعتر شده و افكار نو و گاهي آداب و رسوم مسخ شده ي غرب از طريق مطبوعات ، راديو و تلويزيون و سينما در اختيار نسلهاي جوانتر قرار گرفته است.
امكانات «تحرك اجتماعي»  موجب رشد طبقات متوسط در شهرهاي ايران گرديد وگسترش آموزش عمومي و تخصصي شدن مشاغل ، رفتارهاي جديد و تحرك مكاني راسبب شد كه در دگرگوني ساختار خانواده مؤثر بود.  پيدايش شهرهاي بزرگ و زندگي در آپارتمان هاي كوچك، نومكاني و تحرك بي سابقه جغرافيايي شاغلان جوان، آنان را از سالمندان و والدين دور مي سازد و افراد ترجيح مي دهند كه بيشتر در درون نسل خود زندگي كنند. از طرف ديگر، همراه با تغييرات سريع جامعه، به ناچار ارزش  ها، رسوم، عادات و دانستنيها هم تغيير مي كند و نسلها از هم فاصله مي گيرند.
دخالت دولت در امر خانواده نيز اهميت بسيار دارد . اعلام تساوي حقوق مرد وزن و تدوين قانون حمايت از خانواده را بايد از جمله اين اقدامات دانست.
براثر تحولات اقتصادي، اجتماعي و سياسي و فكري، خانواده دچار تغييراتي شد. جامعه به تدريج از الگوي جامعه كشاورزي به صنعتي تغيير يافت. بنابراين هم كاركردها و هم اقتدار خانواده، همراه با آن دگرگون شد. عمده ترين پيامد و نتيجه حركت از خانواده سنتي روستايي به خانواده شهري و صنعتي جديد، تحول از نظام خويشاوندي گسترده به خانواده هسته اي بود. براثر اين تغييرات، خانواده از حالت يك واحد توليدي و مصرفي به يك واحد مصرفي تبديل شد. ديگر نيازي به استفاده از تعداد بسيار فرزندان و اعضاي ديگر خانواده وسيع وجود نداشت تا در كار خانوادگي به صورت دسته جمعي شركت كنند. توليد اقتصادي از خانواده به كارخانه منتقل شد و مؤسسات اجتماعي نقش تربيت و پرورش متخصصان را برعهده گرفتند. پيوندهاي خانوادگي به چند دليل سست و ضعيف شد از جمله اين دلايل مي توان به جابجايي جغرافيايي فرد در جامعه شهري و استفاده از گروه هاي رسمي براي حل مسائل و مشكلات به جاي گروههاي خويشاوندي و سنتي، به دست آوردن پايگاه اكتسابي از طريق كار و تلاش و تحصيلات اشاره كرد.
نتيجه اينكه سيماي خانواده امروزي در ايران، خانواده اي است كه در آن قدرت صرفاً از آن مرد نيست و تصميم گيران خانه مرد و زن هستند و ديگر مرد بودن دنياي متفاوتي، با امكانات و اعتبار متمايز محسوب نمي شود. فرزندان در خانواده از جايگاه بهتري نسبت به گذشته برخوردار شده اند .كه حتي در مواردي حالتي افراطي به خود گرفته است . اين خانواده به نومكاني رأي مي دهد.امروزه كمتر زوج جواني را مي توان يافت كه علاقمند به زندگي با والدين خود يا يا والدين همسرش باشد . اگر در گذشته مردان ترجيح مي دادند كه همسرشان خانه دار و از نظر تحصيلات پايين تر از خودشان باشند . امروزه برعكس اغلب آنها به دنبال همسر شاغل و ترجيحاً با تحصيلات عاليه هستند.
خانواده ي امروزي هرچند بي فرزندي را نمي پسندد از تعدد فرزندان نيز گريزان است . و بيشتر به كيفيت زندگي و رفاه و مجهز شدن به ملزومات زندگي امروزي مي انديشد هر چند خود اين امر خانواده ها را با مشكلات جديدي مواجه كرده و بنوعي آرامش را از خانواده مي گيرد.از آن جمله مسابقه خانواده ها براي مجهز شدن به وسايل مدرن و تجملي در سايه ي چشم و هم چشمي است.
    منابع :
    • بهنام ، جمشيد: ساختهاي خانواده و خويشاوندي در ايران تهران: جيبي 1350.
    • ترابي ، علي اكبر: جامعه شناسي ادبيات فارسي ، تبريز: فروغ آزادي ،1376.
    • قرآن كريم
    • كوئن ،بروس : درآمدي به جامعه شناسي ترجمه ي محسن ثلاثي تهران: نشر توتيا 1378.
    • گيدنز ، آنتوني : جامعه شناسي ترجمه منوچهر صبوري تهران:نشر ني ،1383.
    • ملكي ، حسن :آشنايي با قانون اساسي كد 3010دوره كارداني تربيت معلم تهران:شركت چاپ و نشر ايران
    • وثوقي ،منصور : مباني جامعه شناسي (1) رشته علوم اجتماعي  انتشارات دانشگاه پيام نور
    • مظاهري ، علي اكبر : خانواده ايراني در روزگار پيش از اسلام
    • روزنامه همشهري شماره 3016 مورخه 19/1/1382
    • نشريه نداي صادق  شماره 19 دانشگاه امام صادق